پایان‌نامه: تفسیر گزارش قرآن از دلالت های غیرلفظی (حالات و حرکات بدن)

رایگان

توضیحات

دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد

پایان نامه دوره دکتری الهیات، معارف اسلامی و ارشاد

گرایش علوم قرآن و حدیث:

تفسیر گزارش قرآن از دلالت های غیرلفظی (حالات و حرکات بدن)

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر احمد پاکتچی

اساتید مشاور:

جناب آقای دکتر حسام الدین آشنا

جناب آقای دکتر عباس تقویان

جناب آقای دکترمحمود کریمی

دانشجو:

محمد جواد صادقی مجد

شهریور۱۳۹۳

چکیده

قرآن کریم به عنوان آخرین و در عین حال کامل‌ترین برنامه الهی در گستره ارتباطات انسانی از ظرفیت دلالت های غیرلفظی(حالات و حرکات بدن) غافل نبوده؛ به طوری که در جای جای آن به ترسیم ابعاد غیرکلامی انواع ارتباطات انسانی پرداخته و سبب تعمیق و تکمیل پیام مورد نظر شده است. طی این پژوهش حرکت از ادبیات نظری ارتباطات غیرکلامی به سوی قرآن کریم، ما را به درک جدیدی از آیات قرآن کریم و تنظیم آیات مرتبط جهت ترسیم چارچوب مطلوب ارتباطات غیرکلامی از منظر قرآن کریم می‌رساند و از طرف دیگر، حرکت از قرآن کریم به سوی ادبیات نظری ارتباطات غیرکلامی، می‌تواند در ترمیم یا تکمیل این علم مؤثر و راه‌گشا باشد.

هدف از این رساله، مطالعه میان‌رشته‌ای و تطبیقی ارتباطات غیرکلامی در دو ساحت علوم ارتباطات و قرآن کریم است؛ به این شکل که از یک جهت، با استفاده از مفاهیم و نظریه‌های علم ارتباطات به شکلی هدفمند به سراغ آیات قرآن کریم می‌رویم و به واکاوی مجدد این آیات از منظر این موضوع می‌پردازیم. از جهت دیگر، تلاش می‌شود با ترسیم چارچوب مطلوب ارتباطی برای ساحت غیرکلامی انسان، یافته‌های این علم نه با روش‌شناسی تعریف شده در آن، بلکه با استفاده از قرآن کریم که مبتنی بر وحی است، تکمیل و ترمیم شود.

در راستای نیل به هدف فوق، در فصل اول تحت عنوان کلیات و مفاهیم تلاش می‌شود تا ضمن مروری بر مسأله، پیشینه، اهمیت، هدف، فرضیه، مشکلات و روش تحقیق، به واکاوی ادبیات نظری ارتباطات غیرکلامی به شکل مبسوطی پرداخته شود. سپس در فصل دوم در یک رویکرد جزئی، چهره به عنوان یکی از مهمترین مقولات غیرکلامی، در یک مطالعه تطبیقی بین ارتباطات و قرآن کریم بررسی می‌شود. پس از آن، در فصل سوم، دیگر مقوله مهم و اثرگذار غیرکلامی دیگر یعنی ارتباطات چشمی مورد بحث قرار می‌گیرد. در فصل چهارم، دلالت غیرلفظی اعضای مختلف بدن تشریح شده و در فصل پنجم نیزدلالت حالت و حرکات بدن بررسی می‌شود. نهایتاً‌ در فصل پایانی نیز از کلیت مباحث جمع‌بندی لازم در دو عرصه ارتباطی و قرآنی صورت گرفته است.

کلمات کلیدی: دلالت های غیر لفظی، ارتباطات غیرکلامی، حالات و حرکات بدن، حالات چهره، ارتباطات چشمی، وجه، نظر

۴۷۳

دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد

پایان‌نامه­ دوره­ کارشناسی ارشد

گرایش فلسفه و کلام اسلامی

تصمیم نابرداری منطق زمان ابن سینا

استاد راهنما:

دکتر ضیاء موحد

استاد مشاور:

دکتر رضا اکبری

دانشجو:

محمد معارفی

شهریور  ۱۳۹۴

چکیده:

در این پایان نامه، نخست مقدمات و کلیاتی از مفهوم تصمیم نابرداری ارائه شده است. در وهله بعد، سیستم‌هایِ منطق زمان ابن سینا و پیشینه کارهایی که در این زمینه ارائه شده است را بیان کرده ام. در وهله بعد از آن تصمیم نابرداری منطق مرتبه اول را اثبات کرده ام. قدم بعدی ترجمه کردن گزاره‌هایِ سینوی در قالب یک سیستم مرتبه اول با سورهایِ دوگانه بر روی اعداد گویا بود. برای این کار سیستم ساختار نقطه‌ای برای منطق زمان وی (PSIB) را ایجاد کرده‌ام و نشان داده‌ام که این ساختار، نسبت به کارهایِ دیگر و قدیمی‌تر وفادارانه‌تر به ابن سینا می‌نگرد. قدم آخر نشان دادن این نکته است که تئوری ساختار مان تصمیم نابردار است. برای اینکار نشان داده‌ام که اگر تئوری‌مان تصمیم بردار باشد، منطق مرتبه اول نیز تصمیم بردار خواهد بود. لذا تئوری این ساختار لاجرم تصمیم نابردار است.

واژگان کلیدی: نیکولاس رشر، ویلفرد هاجز، منطق زمان، تصمیم نابرداری، قضیه چرچ، مدل‌هایِ تصمیم نابرداری.

العنوان: عدم قابلیه القرار لمنطق الزمان لدی ابن سینا

الأستاذ المشرف: الدکتور ضیاء موحد

الأستاذ المساعد: الدکتور رضا أکبری

الباحث: محمد معارفی

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه و الشریعه

الاختصاص: الفلسفه و الکلام الإسلامی

المُلخّص:

طرحت فی هذه الرساله فی البدایه مقدمات و کلیات من مفهوم عدم القابلیه للقرار. ثم تکلمت عن نظامات منطق الزمان لابن سینا و الآثار التی کتبت فی تلک الموضوع. ثم اثبتت عدم قابلیه المنطق الدرجه الأولی للقرار. وکانت الخطوه التالیه حول ترجمه القضایا السینویه فی إطار نظام من الدرجه الأولی بالسّور الثنائیه علی الأرقام العقلانیه. لهذا الهدف اوجدت نظام هیکل النقطه لمنطق زمان ابن سینا و اثبتت أن هذا الهیکل یبین بشکل أدق و أفضل منطق زمان ابن سینا بالنسبه إلی الآثار الاُخری و الماضیه. فکانت الخطوه النهاییه عرض هذه النقطه التی تقول أنّ الهیکل الذی اوجدناه غیر قابل للقرار. لهذا العمل قلت لو کانت نظریتنا قابله للقرار، لکان منطق الدرجه الأولی قابلاً للقرار أیضاً. فبناءً علی هذا نظریه هذا الهیکل غیر قابله للقرار.

الکلمات الدلیله: نیکولاس رشر، ویلفرد هاجز، منطق الزمان، عدم قابلیه للقرار، قضیه الجرج، النماذج لعدم قابلیه للقرار.

Abstract

In the following thesis, first I embarked on defining and explicating the notion of undecidability. Secondly, various systems regarding the temporal logic of Avicenna (Ibn Sina) were discussed and the early works in this area had been put forward. Afterwards, I surveyed the proof of undecidability of First Order Logic. The next step involves translating Ibn Sina’s Sentences into a logic containing nested quiantifiers over rational numbers. For showing this I presented the point structure of Ibn Sina’s Sentences, naming PSIB, then I showed that this structure is more faithful to the content of Ibn Sina than the previous works in this area. The last step consists of the fact that if the theory of our structure is decidadable. For proving this fact the researcher showed that the decidability of the theory of our structure would result in the decidability of the First order Logic. So, the theory of our structure would easily slip over into undecidability.

Key Words: Nicolas Rescher, Wilfrid Hodges, Temporal Logic, Undecidability, Church’s theorem, Models of undecidability.

Faculty of Islamic studies,

Theology and Guidance

Continuous M.A, Islamic studies, Theology and Guidance

Islamic Philosophy and Theology

Undecidability of Ibn Sina’s Temporal Logic

Supervisor:

Dr. Zia Movahed

Advisor:

Dr. Reza Akbari

Student:

Mohammad Maarefi

۲۰۱۵ Septembe

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

, , ,

دانشجو

سال نشر