پایان‌نامه:  مبانی نظری آزادی‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

رایگان

توضیحات

دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی

رساله دکتری علوم سیاسی

گرایش اندیشه‌های سیاسی

 مبانی نظری آزادی‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

استاد راهنما:

دکتر فرشاد شریعت

اساتید مشاور:

دکتر سید محمد رضا احمدی طباطبایی

دکتر حسن مجیدی

دانشجو:

مهدی نادری

اسفند ۱۳۹۳

چکیده

این رساله درصدد پاسخ به این سوال اصلی بوده است: «فهم دین و تجدد چه دلالت‌هایی بر گونه‌های آزادی سیاسی در دو رویکرد سنت‌گرا و تجددگرا در دوره جمهوری اسلامی ایران دارد؟».

یافته های رساله بر این نکته تاکید دارد که «آزادی» در معنای مدرن، از ارزش‌های بنیادینی است که از دوران قاجار تاکنون مورد مطالبه ایرانیان است. بررسی زمینه و زمانه مسئله آزادی، حکایت از آن دارد که نافرجامی رویش نهال آزادی در ایران معاصر، ریشه در زمینه‌های مختلف فکری، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی داشته و لازمه تحقق آن، نگاه منظومه‌وار به این مهم است. آرمان آزادی‌خواهی در دوران مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی، به یکی از ارزش‌های اصلی بدل شد و در شعار «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» انقلابیون نمود عینی یافت.

در دوران جمهوری اسلامی ایران، رویکرد سنت‌گرا و همچنین رویکرد تجددگرا دو تفسیر غالب از ماهیت و  ارزش «آزادی» ارائه داده‌اند. در این دو رویکرد، تفاسیر متفاوت از آزادی ریشه در فهم متفاوت از دین و تجدد دارد. بررسی مبانی نظری این دو رویکرد، بیانگر آن است که «رویکرد سنت‌گرا» از لحاظ «معرفت شناختی» مبتنی بر سه عنصر عقلانیت دینی، حقانیت دین اسلام و جامعیت اسلام و همچنین از لحاظ «انسان شناختی» مبتنی بر انسانی است که مهمترین ویژگی آن حی متاله و تکلیف محور است. در این رویکرد، دلالت‌های نظری فهم دین و تجدد، با نقد مدرنیته غربی بر شکل‌گیری جامعه توحیدی تاکید داشته و راهبرد «جامعه متمدن اسلامی» برای انقلاب اسلامی تعریف می‌کند. در مقابل، «رویکرد تجددگرا» از لحاظ «معرفت شناختی» مبتنی بر سه عنصر عقلانیت انتقادی، سکولاریسم و پلورالیسم  و همچنین از لحاظ «انسان شناختی» مبتنی بر انسانی است که همسو با انسان مدرن، حق محور است. در این رویکرد، دلالت‌های نظری فهم دین و تجدد، مدرنیته غربی را روند تکامل عقل بشری دانسته و به تبع آن، از ایجاد «جامعه پیشرفته مسلمانان» در عصر معاصر دفاع می‌کند.

مبانی نظری این دو رویکرد در فهم دین و تجدد، منجر به تفاوت‌های پارادایمی از تفسیر آزادی در دوره جمهوری اسلامی شده است. رویکرد سنت‌گرا، تفسیری از آزادی در چارچوب «عقلانیت اسلامی» و رویکرد تجددگرا، تفسیری از آزادی در چارچوب «عقلانیت جدید» و متناسب و همسو با اعلامیه حقوق بشر مدرن ارائه می‌دهد.

این رساله در پاسخ به سوال اصلی، بر این نکته تاکید دارد که تفسیر آزادی باید مبتنی بر دو رکن «سلسله مراتب ارزش‌ها در اسلام» و «نظام حقوقی اسلام» و همچنین ناظر بر دو رکن «جمهوریت» و «اسلامیت» نظام، در راستای اقناع شهروندان ایرانی انجام گیرد.

واژگان کلیدی: سنت، تجدد، آزادی، جمهوری اسلامی.

العنوان: الأسس النظریه للحرّیّات السیاسیه فی جمهوریه إیران الإسلامیه

الأستاذ المشرف: الدکتور فرهاد شریعت

الأستاذ المساعد: الدکتور حسن مجیدی- الدکتور سید محمدرضا أحمدی طباطبایی

الطالب: مهدی نادری

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه و العلوم السیاسیه

الخلاصه:

یهدف هذا البحث إلی الإجابه عن السؤال الرئیسی التالی:

ما هی مدالیل فهم الدین والحداثه علی أنواع الحرّیِات السیاسیه من وجهتی نظر التجدیدیه والتقلیدیه، فی عصر جمهوریه إیران الإسلامیه؟

تؤکّد نتائج الأطروحه علی أنّ الحرّیّه،فی معناها الحدیث، کانت من زمن القاجار ولا تزال من القیم الأساسیه الّتی کان یطالبها الشعب الإیرانی. تدلّ دراسه الأرضیه لقضیه الحرّیّه وظروفها الزمنیه علی أنّ أسباب فشلها فی إیران المعاصره وعوائق نموّها ترجع إلی مختلف الظروف الاجتماعیه، والسیاسیه، والاقتصادیه، والثقافیه وأنّ تحقیقها یتطلّب النظر فیها نظره منسجمه.

قد تبدّلت مطالبه الحرّیّه فی فتره النضال ضدّ النظام البهلوی، إلی إحدی القیم الأساسیه التی تبلورت فی شعار«الاستقلال، الحریه والجمهوریه الإسلامیه».

قد تمّ تقدیم تفسیرین سائدین من ماهیّه الحریه وقیمتها فی عصر الجمهوریه الإسلامیه، بواسطه القدماء والمحدثین.

تکمن أسباب التعددیه لتفسیر الحریه فی الفهم المختلف من الدین والحداثه.تنمّ دراسه الأسس النظریه لهذین الاتجاهین عن ابتناء الاتجاه التقلیدی علی العقلانیه الدینیه وحقّیه الإسلام وشمولیته کعناصر معرفیه کما أنّه یتمحور من الجانب الإنثروبولوجی علی الإنسان الذی یمتاز بکونه حیّاً متالّهاً وملتزماً بالفروض.تؤکد المدالیل النظریه لفهم الدین والحداثه فی هذا الاتجاه، علی تکوین المجتمع التوحیدی عبر نقد الحداثه الغربیه وتطرح للثوره الإسلامیه، إستراتیجیّه «المجتمع الإسلامی المتحضّر» . وعلی العکس، یتمحور الاتجاه التجدیدی علی العقلانیه الانتقادیه، والعلمانیه والتعددیه کعناصره المعرفیه إلی جانب ابتنائه الإنثروبولوجی علی إنسان ملتزم بالحق مواکباً مع الإنسان المتحضّر.

إنّ المدالیل النظریه لفهم الدین والحداثه فی هذا الاتجاه، تعتبر الحداثه الغربیه مشوار التکامل للعقل البشری وبطبیعه الحال، تدافع عن إنشاء «مجتمع المسلمین المتقدّم».

أدّت الأسس النظریه للاتجاهین السابقین فی فهم الدین والحداثه إلی الخلافات النموذجیه من تفسیر الحریه فی عصر الجمهوریه الإسلامیه حیث یفسّر الاتجاه التقلیدی الحریهَ فی إطار العقلانیه الإسلامیه کما أنّ الاتجاه التجدیدی یؤطّرها فی نطاق العقلانیه الحدیثه متلائمه مع النظام الأساسی لحقوق الإنسان.

تؤکّد الأطروحه إجابهً عن السؤال الرئیسی علی ضروره تفسیر الحرّیّه حسب رکنی«ترتّب القیم فی الإسلام» و «نظام الإسلام القانونی» مراعیاٌ جانبی«الجمهوریه» و«الإسلامیه» فی إقناع المواطنین الإیرانیین.

المفردات الأساسیه: التقلید، الحداثه، الحریه، الجمهوریه الإسلامیه

Abstract

This dissertation aims at answering a fundamental question, “How does the understanding of religion and modernity imply various types of political liberty in both traditionalist and modernist approaches in the Islamic Republic of Iran”?

Findings of the dissertation show that liberty, in the modern sense, is a fundamental value that Iranian nation has sought since Qajar era. Studying various of liberty shows that its unsuccessfulness in contemporary Iran originates from intellectual, economic, political and cultural contexts. Therefore, studying the problem requires a systematic approach. The ideal of liberty became a primary value in the course of Iranian revolution, showing itself in the revolutionists’ slogan: independence, freedom, Islamic republic.

In the Islamic republic era, the traditionalist and the modernist approaches have offered different interpretations of the nature and the value of liberty. Such difference is the result of their difference in understanding religion and modernity. Studying the theoretical bases of these two approaches shows that, on the one hand, the traditionalist approach is based epistemologically on religious rationality, legitimacy and comprehensiveness of Islam, and anthropologically on a task-oriented human. In this approach, theoretical implications of understanding religion and modernity criticize the western modernity, emphasize the constitution of the monotheist society and set the civilized Islamic society strategy for the Islamic revolution. By contrast, the modernist approach is epistemologically based on three elements of critical rationality, secularism and pluralism, and anthropologically based on a right-oriented human who is aligned with the modern human. This approach considers the western modernity as the evolution procedure of human reason and, consequently, defends the creation of Muslims’ advanced society in contemporary era.

The difference in theoretical bases of these two approaches in understanding religion and modernity have lead to paradigmatic differences in the interpretation of liberty during the course of Islamic republic. The traditionalist approach provides an interpretation of liberty in the framework of Islamic rationality, while the modernist approach interprets it in the framework of modern rationality, aligning with the Declaration of Human Rights.

In answering the main question, this dissertation asserts that the interpretation of liberty should be based on two pillars of hierarchy of values in Islam and Islamic legal system. Furthermore, it should be based on the two pillars of being republic and being Islamic, intending to satisfy Iranian citizens.

Keywords

Tradition, Modernity, liberty, Islamic republic

Imam Sadiq University

Faculty of Islamic Studies and Political Science

PH.D. Course

Political Science

Political Thoughts

Theoretical bases of political liberties

 in the Islamic Republic of Iran

Supervisor:

Dr.Farshad Shariat

Advisors:

Dr. Seyed Mohammad Reza Ahmadi Tabatabai

Dr. Hassan Majidi

Author:

Mahdi Naderi

Feb 2015

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

, ,

دانشجو

سال نشر