پایان‌نامه:ملاکات احکام معاملات در فقه امامیه: (مبانی اصولی و کاربرد اصطلاحات مرتبط)

رایگان

توضیحات

دانشگاه امام صادق علیه السلام

 دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد

پایان نامه دوره دکتری رشته الهیات،معارف اسلامی و ارشاد

(گرایش فقه و حقوق اسلامی)

ملاکات احکام معاملات در فقه امامیه: (مبانی اصولی و کاربرد اصطلاحات مرتبط)

استاد راهنما :

حجه الاسلام دکتر یعقوبعلی برجی

اساتید مشاور:

آیت الله محمد رضا مهدوی کنی

آیت الله سید محمد حسن مصطفوی

دانشجو: منیر حق خواه

اسفند ۱۳۹۰

چکیده

اصطلاح ملاک و واژه­های مشابه آن در فقه امامیه بخصوص در ابواب معاملی آن کاربرد زیادی دارد. «ملاک حکم» امری است که قوام حکم شرعی بدان است، امری که شاخص تحقق موضوع و یا شاخص غایت حکم است و فقیه با توجه به آن شاخص ، می تواند موضوع حکم را نسبت به موضوع ظاهری حکم، موسع و یا مضیق بیابد و گزاره­های شرعی را به درستی دریابد ،این اصطلاح در فقه امامیه با اصطلاحاتی نظیر علت و مناط مترادف است و معنای آن نسبت به اصطلاحاتی نظیر«مصلحت»اعم است ؛ به رغم تصور رایج از «نفس الامری بودن» ملاکات احکام و عدم امکان دستیابی به آن­ها ، این اصطلاح و واژه­های مشابه آن در مفهومی اعم از این معنا بکار رفته­اند و با استفاده از قواعد اصولی و مستندات لفظی و غیرلفظی معتبر قابل دستیابی می­باشند.

در این تحقیق سعی شده ­است  با تحلیل موارد کاربرد ملاک و اصطلاحات مشابه و مرتبطش، رابطۀ معنایی آن­ها آشکار گردد و با نگرشی نو به مباحث اصولی علمای امامیه ،ساختاری منسجم از مهمترین مبانی اصولی حوزۀ ملاک­شناسی ارائه شود ؛ساختاری که در آن با تفکیک شیوه­های دارای حجیت از شیوه­های فاقد حجیت ،ظرافت تفاوت استنباط ملاک با استنباط حاصل از قیاس تبیین ­گردد؛همچنین تلاش شده­است با بهره­مندی از نمونه­های کاربرد این اصطلاحات در حوزۀ معاملات ،نقش استنباط ملاک (جزء مقوم یا غایت حکم)در توسعه یا تضییق موضوعات احکام معاملی ترسیم گردد.

کلیدواژه­ها: ملاک ،علت ،مصلحت ،تنقیح مناط ،قیاس ،اولویت ،الغاء خصوصیت

العنوان : ملاکات الأحکام فیما یتعلق بأبواب المعاملات لدى الفقه الامامیه (مبادئ المبدئیه والاستخدام العملی للمصطلحات المعنیّه)

الباحثه : منیره حق خواه

الاستاذ المشرف : حجه الاسلام والمسلمین الدکتوریعقوب علی برجى

الاستاذان المساعدان :  آیه اللّه محمد رضا مهدوى کنى- آیه اللّه سید حسن مصطفوى

الفرع الدراسی : الشریعه ، والدراسات الإسلامیه : اختصاص الفقه الإسلامی

المستوی : الدکتوراه

الخلاصه :

غالبا ما یستخدم مصطلح ملاک و ما شابهه من المفردات لدی فقه الامامیه استخداماً عملیا و خاصهً فیما یتعلق بأبواب المعامله.    (ملاک الحکم) هو أمرٌ یقوم علیه الحکم الفقهی ویُعتبر مؤشراً لتحقق موضوع الحکم أو غرضه.و علی اعتبار ذلک المؤشر، یمکن للفقیه ان یُعیّن موضوع الحکم موسّعاً أو مضیقاً بالنسبه إلی ظاهره ویستوعب التصریحات الدینیه استیعابا صحیحا کاملا .هذا المصطلح فی فقه الامامیه یرادف مصطلحات کالعله و المناط لکنه بالنسبه إلی مصطلحات مثل (المصلحه) یعتبر اکثر عمومیه و رغم  الاعتقاد المتداول و الشائع بأنّ (ملاکات الأحکام) تُعدّ (نفس الأمر)  وأنها لا یمکن إدراکها بسهوله ، فان هذا المصطلح ومرادفاته یستخدم بمعنی أعمّ من ذلک المفهوم  ، ویمکن إدراکها  باستخدام المبانی الرئیسیه والوثائق اللفظیه و غیر الفظیه المعتبره. هذه الدراسه تحاول أن تبین العلاقه المفهومیه بین مصطلح الملاک و مرادفاته بواسطه تحلیل مواضع استخدام هذه المصطلحات و من ثم تقدم بنیه متماسکه متشکله من أهم المبادئ الرئیسیه فی إطار علم الملاک بسبب الرؤیه الجدیده فی قواعد فقه الإمامیه، حیث تُظهر دقه الاختلاف بین استنباط الملاک و ما یُستنبط بالقیاس مع تمیز الطرق المعتبره من الطرق الغیر المعتبره فی استنباط الحکم و کذلک تقوم الدراسه بإیضاح دور استنباط الملاک باعتباره الجزء المقوّم أو غرض الحکم فی توسیع أو تضییق مواضیع احکام المعامله و هذا من خلال استخدام نماذج عملیه  لهذه المصطلحات فی إطار المعاملات.

الکلمات الأساسیه : الملاک، العله، المصلحه، تنقیح المناط، قیاس ، الاولویه، إلغاء الخصوصیه 

The Standards/Criteria of Legal Rulings in Imami Jurisprudence

(Basic Principles and Application of Related Expressions)

Abstract

The expression melâk (criterion, standard) and others with similar meaning have a wide application in Imami jurisprudence, especially in the area of transactions (mo’âmelât). The criterion of a ruling (melâk-e hokm) is an issue on which religious judgment rests; an issue indicating either the realisation of the topic [in question] or the extent of the ruling. Taking into consideration this index, the jurisprudent can understand the subject of the ruling as extensive or limited in relation to the external subject of the ruling, and thus to understand the propositions of religious law correctly. In Imami jurisprudence, this expression is synomymous with expressions such as ‘ellat (cause) and manât (standard, criterion), and its meaning is more general in comparison with expressions such as maslahat (expediency).

In spite of the current conception that the criteria of ruling constitute the ruling itself, and that it is impossible to arrive at these, this expression and words similar to it are used in a general way to denote this meaning. By utilising basic rulings and authoritative verbal and non-verbal evidence, these [criteria] are attainable.

Through the analysis of practical cases of melâk (criteria) and similar and related expressions, this research attempts to clarify their semantic relationships. By adopting an original view towards the debates on principles of the Imami Ulemas, it also proposes a coherent structure for the most significant, basic principles in the field of study of criteria. In this structure, the fine distinctions between the deduction of criteria and the deduction resulting from judicial reasoning by analogy (qiyâs) are explained by separating rigorous and non-rigorous methods.

In addition, by utilising applied/practical examples of these expressions in the field of transactions, this research aims to highlight the role of the deduction of criteria (except for the assessor or the extent of the ruling) in extending or limiting rulings pertaining to transactions.

Keywords: criterion, cause , expediency , revision of criteria , analogy , priority , abrogation of characteristics

Imam Sadiq (a.c)University

A Thesis presented for the Degree of PHD in Factulty

of Islamic Studies and Theology

(Juricprudence and the Bases of Islamic Law)

The Standards/Criteria of Legal Rulings in Imami Jurisprudence

(Basic Principles and Application of Related Expressions)

Supervisor:

Hojat Al-Islam Dr.Yaghoob Ali Borji

Advisors:

Ayatollah Mohammad Reza Mahdavi Kani

Ayatollah Seyed Hasan Mostafavi

Student:

Monir Haghkhah

March 2012