پایان‌نامه: الگوی مطلوب سرگرمی در سیمای جمهوری اسلامی ایران : رویکردی اسلامی- ارتباطی

رایگان

توضیحات

دانشکده فرهنگ و ارتباطات

پایان نامه دوره دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات

الگوی مطلوب سرگرمی در سیمای جمهوری اسلامی ایران : رویکردی اسلامی- ارتباطی

استادراهنما: دکترناصر باهنر

اساتید مشاور : دکتر حسن خجسته

آیه ا… محمود رجبی

دانشجو : حسین شرف الدین

خرداد ۱۳۹۰

چکیده

سرگرمی و تفریح به عنوان مجموعه ای از اشتغالات فراغتی و تفننی، همواره با هدف تامین و ارضای بخشی ازنیازهای فیزیولوژیک،روانی، فرهنگی واجتماعی موردتوجه بشر بوده است. تحولات بنیادین ناشی از انقلاب صنعتی و توسعه مدرن، این نیاز ثانوی و حاشیه ای را به یکی از مطالبات کانونی وضرورتهای وجود شناختی تبدیل کرده است. بخش قابل توجهی از فعالیت رسانه های جمعی مدرن به تامین این مهم اختصاص یافته است.

این موضوع به رغم پیشینه کهن و جایگاه محوری، تنها در چند دهه اخیر است که در افق تاملات علمی و پژوهشی عمدتا جامعه شناختی قرار گرفته است. جنبه های عام و جهانشمول موضوع از یک سو و جنبه های زمینه ای و متنی آن، از سوی دیگر،دو سنخ مطالعات و تحقیقات عام و بومی را موجب شده است.

در این پژوهش، سرگرمی و تفریح به عنوان یکی از کارکردهای برجسته و پرگستره رسانه تلویزیون ، بارویکردی دینی (اسلامی)واز منظری هنجاری (فقهی، اخلاقی و تربیتی) مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بدست دادن نظریه ای هنجاری با الهام از منابع اسلامی است؛ نظریه ای که بالقوه می تواند سیمای جمهوری اسلامی را به عنوان یک رسانه دینی در مسیر تدوین سیاست های اصولی برای تولید و ارائه سرگرمی ها، متناسب با خواست و نیاز مخاطبان خود مساعدت نماید.

نوع مطالعه مذکور اکتشافی بوده و قاعدتا برپایه فرضیه یا فرضیات ساخت یافته پیشین مشی نمی کند. روش این مطالعه در مقام گردآوری داده ها اسنادی و درمقام تحلیل، تفسیری و معناکاوی است.

دغدغه اصلی این پژوهش تمهید پاسخ برای دو سوال اصلی است:۱) موضع ارزشی و هنجاری اسلام به عنوان یک آیین زندگی، در خصوص سرگرمی وتفریح چیست؛۲)یک رسانه دینی همچون سیمای جمهوری اسلامی چگونه می تواند ضمن تحفظ بر خصیصه دینی و ایفای رسالت تبلیغی و ترویجی، به سرگرمی نیز به عنوان یک کارکرد رسانه ای غالب اهتمام نماید؟

یافته های این تحقیق نشان می دهد که اولا، سبک زیستی مومنانه به گونه طراحی شده که نیاز به سرگرمی های متعارف را به حداقل رسانده است؛ ثانیا، اسلام نه با سرگرمی به طور عام که  با گونه های خاصی از آن که با فضیلت های اخلاقی،  اهداف تربیتی، آرمانهای غایی و روند تعالی جویی انسان ناسازگاراست، مخالفت کرده است. ثالثا، یک رسانه دینی نیز بالقوه می تواند بخشی از معارف دینی را به صورت انضمامی و در قالب سرگرمی به مخاطب منتقل نماید. همچنین در این مطالعه روشن شد که سرگرمی های موجود رسانه را با مرجعیت هنجارهای دینی می توان به اعتبارات مختلفی گونه شناسی نمود. برخی از این انواع مجاز، برخی ممنوع و برخی نیزحالت خنثی دارند. یک برنامه نیز به اعتبار اجزاء و مولفه های مختلف، احکام مختلفی دارد.

کلید واژه های اصلی: سرگرمی، فراغت، کار، تلویزیون، رسانه دینی، اسلام، نظریه هنجاری.

الخلاصه :

لقد أعار البشر منذ العهود السحیقه أهمیّهً بالغهً للتسلیه والترفیه لقضاء أوقات فراغهم، وذلک بغیه إشباع بعض رغباتهم الفسیولوجیّه والنفسیّه والثقافیّه والاجتماعیّه. والتغییرات الجذریّه التی طرأت على الحیاه الفردیّه والجماعیّه إثر الثوره الصناعیّه والتطوّر الحدیث، قد أدّت إلى ترسیخ أهمیّه هذه الحاجه الثانویّه والتی کان دورها هامشیّاً فی حیاه البشر، لدرجه أنّها أضحت ضرورهً من ضروریّات الحیاه. والجزء الأعظم من هذه الرغبه یتحقّق الیوم عن طریق وسائل الإعلام العامّه الحدیثه.

بالرغم من أهمیّه هذه القضیّه الحسّاسه وعراقتها، لکن لم یتمّ الالتفات إلیها إلا فی العقود الأخیره فی إطار تأمّلاتٍ ودراساتٍ علمیّهٍ والتی غالباً ما أُجریت فی نطاق بحوثٍ اجتماعیّهٍ؛ ولکنّ عمومیّتها وشمولها من جههٍ، وخلفیّتها من ناحیهٍ نصّیهٍ من جههٍ أُخرى، توجب علینا دراستها فی نطاق دراساتٍ على المستوَیین العام والمحلیّ.

ویتناول الکاتب فی هذا المقال دراسه التسلیه والترفیه بعنوانهما جزء من وظائف التلفاز الرائجه بین الناس على نطاقٍ واسعٍ، وذلک من زاویهٍ دینیّهٍ ( إسلامیّهٍ ) برؤیّهٍ فقهیّهٍ وأخلاقیّهٍ وتربویّهٍ، حیث تهدف هذه الدراسه إلى طرح نطریّهٍ طبعیّهٍ بالاعتماد على فحوى المصادر الإسلامیّه. والمدیریّه العامّه للإذاعه والتلفزیون فی الجمهوریّه الإسلامیّه بعنوانها وسیله إعلامٍ دینیّهٍ، بإمکانها تسخیر هذه النظریّه لصالحها، حیث من شأنها أن تأخذ بید المتصدّین لها فی وضع خطط أُصولیّهٍ لإنتاج برامج ترفیهیّهٍ تتناسب ومتطلّبات المخاطب المسلم.

أمّا الطریقه التی اعتُمد علیها فی تدوین هذا المقال، فهی استنتاجیّهٌ اکتشافیّهٌ لا تستند أساساً على فرضیّهٍ أو فرضیّاتٍ قد طُرحت مسبقاً. واتّبع الکاتب أُسلوب جمع المعلومات الموثّقه وبالتالی دراستها وتحلیلیها لعرض الحصیله العلمیّه.

وهاجس الکاتب الأساسیّ هنا هو التمهید للإجابه عن سؤالین أصلیَّین، هما :

۱ – بما أنّ الدین الإسلامیّ یعدُّ قانوناً لحیاهٍ متکاملهٍ، فما هو موقفه بالنسبه لقضیّه التسلیه والترفیه من ناحیهٍ مبدئیّهٍ ذاتیّهٍ ؟

۲ – بالنسبه لوسیلهٍ إعلامیّهٍ دینیّهٍ، کإذاعه وتلفزیون الجمهوریّه الإسلامیّه، فکیف یمکن أن تتناول التسلیه والترفیه کونهما من وظائف ومهامّ وسائل الإعلام بتوجّهٍ واهتمامٍ، من دون أن یمسّ ذلک صبغتها الدینیّه ؟

وتُشیر نتائج هذه الدراسه إلى ما یلی :

أوّلاً : أُسلوب الحیاه الإیمانیّه فی الدین الإسلامیّ قد وُضع بصورهٍ تجعل الحاجه إلى أسالیب الترفیه المتعارفه تصل إلى أدنى مستوىً لها. ثانیاً : الإسلام یتلائم مع أنواع خاصّه من التلسیّه والترفیه، وهی التی لا تتعارض مع الفضائل الأخلاقیّه وفی نفس الوقت تتضمّن أهدافاً أخلاقیّهً وتربویّهً ومقاصد هادفه تأخذ بید الإنسان نحو التکامل. ثالثاً : وسیله الإعلام الدینیّه بإمکانها أن تُغذی المخاطب ببعض المعارف والعلوم الدینیّه فی أُطرٍ ترفیهیّه مسلیّه.

وکذلک فقد أشارت النتائج المتحصّله إلى إمکانیّه تصنیف الأسالیب الترفیهیّه الموجوده فی وسائل الإعلام حسب اعتباراتٍ مختلفهٍ إلى أصناف متعدّدهٍ. وبعض هذه الأصناف جائزه وبعضها غیر جائزٍ، وهناک أصناف تتراوح بین الأمرین. وهناک برنامجٌ باعتبار مختلف الأجزاء والتراکیب، له أحکام مختصّه به.

مفردات البحث : التسلیه، الفراغ، وسیله الإعلام الدینیّه، الإسلام، النظریّه الطبعیّه.

Abstract

Entertainment and fun, as certain forms of recreational activities, intended to satisfy part of our physiological, psychological, cultural, and social needs, have long been the focus of human attention. The radical changes resulted from the Industrial Revolution and modern developments in various fields have transformed these secondary needs into one of our central demands and ontological necessities. The greater part of modern mass media activities has been utilized to fulfill these needs.

Though it is of great status and long precedent in history, this subject has become the center of scientific and research contemplation, chiefly  in the field of sociology, in recent decades. The popular and universal aspect of the subject in question on the one hand, and its contextual and textual  aspects on the other, have produced general and indigenous studies and researches of two sorts.

In this research work, entertainment, as one of the widespread and outstanding functions of television, has been the subject of investigation from such normative perspectives as juridical or (fiqhi), moral and educational.

This research is intended to provide a normative theory which draws much of its inspiration from the Islamic recourses. This theory can potentially make a significant contribution  to the Islamic Republic of Iran Broadcasting to function as a religious medium, enabling it to formulate fundamental policies aimed at providing entertainments in accord with the audiences’ needs and aspirations.

Exploratory in nature, this research, in principle, does not proceed on the basis of a hypothesis, or, rather, a previously constructed hypothesis. The method used in this research is documentary in context of discovery, and interpretive and semantic in context of justification.

The major concern of this research is to provide an answer for these two questions: 1) What is the normative and value position of Islam as a particular style of life on entertainment. How can a religious medium like Islamic Republic of Iran Broadcasting serve a dual function, playing a missionary role while preserving its religious characteristics, and endeavoring to provide entertainment, which is taken to be the major function of the mass media?

The findings of this research work show that, firstly, the religious way of life has been predestined and organized in such a way that the need for popular entertainments has been minimized; and secondly, Islam does not mount opposition to entertainment in general, but to a certain kind of entertainment which is incompatible with moral virtues, educational objectives, lofty ideals and self-transcendence. Thirdly, a religious medium can potentially transmit part of religious education in the form of entertainment to the audience. The research has also made clear that the existing entertainment in the media can be classified in type in various ways according to religious norms as an authority. Some types (forms) of entertainments are permissible, some forbidden, and some neutral. The entertaining programs are also treated in various ways in terms of their constituents.

Key words: entertainment, leisure, religious medium, Islam, normative theory

Faculty: Culture & Communication

Ph.D. course

Field : Culture and  Communication

The Appropriate Model Of Entertainment In Islamic Republic of Iran broadcasting (Iribtv):An Islamic and Communiative Approah

Supervisor: Dr.Nasser Bahonar

Co-Supervisor:Dr.Hasan Khojasteh  &  Mahmmod Rajabi

Student : Hossein Sharafoddin

May:2011

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

, ,

دانشجو

سال نشر