پایان نامه: مبانی انسان‌شناختی مشارکت سیاسی در نظام های مردمسالاری دینی و لیبرال دموکراسی

رایگان

توضیحات

دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی

پایان نامه کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی

مبانی انسان‌شناختی مشارکت سیاسی در نظام های مردمسالاری دینی و لیبرال دموکراسی

استاد راهنما:

دکتر حسن مجیدی

استاد مشاور:

دکتر سیدمحمدرضا احمدی طباطبائی

دانشجو:

احمد شریعتمداری

شهریور ۱۳۹۳

چکیده:

حکمت عملی در هر مکتب و نظام جامع اندیشه ای، ربط وثیقی با حکمت نظری آن دارد. ازاین منظر توجه به ابعاد معرفت شناختی هر نظام فکری و نیز اهتمام به مقام هست ها و نیست ها در هر اندیشه، پیش شرط درک بایسته ها و شایسته هاست. از این منظر می توان مشارکت سیاسی را به منزله  یک امر سیاسی در دو بعد معرفت شناسی و انسان شناسی مورد مداقه قرار داد. بدین معنا که چیستی، ضرورت، سطوح، اشکال و عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی را با نظر به انسان شناسی فلسفیِ مقوم آن، دریافت. این پایان نامه با تمرکز بر آراء انسان شناختی “امام خمینی(ره)” به عنوان معمار نظریه مردم سالاری دینی و “هایک” به عنوان متفکری از لیبرال دموکراسی به دنبال مقایسه مسئله مشارکت سیاسی از منظر این دو نظام فکری در قلمرو اندیشه سیاسی می باشد. در این میان ضمن تقسیم بندی انسان به دو هویت فردی و اجتماعی، ابعاد متناظر به هر هویت با دقت نظر در مبانی فلسفی این دو اندیشمند مشخص شده است. در  این جهت حکمت متعالیه به منزله مبنای گزاره های واقع محور امام در مورد انسان در نظر گرفته شده و لیبرالیسم کانتی نیز آبشخور اصلی هست های انسان شناختیِ هایک قرار داده شده است. در نهایت نیز در مقام مقایسه، اجمالا اصول و مؤلفه های اصلی انسان شناختی این دو نظام مطرح شده است. این پایان نامه با استفاده از راهبرد توصیفی- تحلیلی و از روش تحقیق اسنادی در مرحله توصیف و مقایسه ای در مقام تحلیل تدوین شده است. یافته های این پایان نامه نشان می دهد مهمترین وجه اشتراک دو نظام فکری- سیاسی لیبرال دموکراسی و مردمسالاری دینی که اثرگذار بر مشارکت سیاسی می باشد مبدأ مشترک گرایشی بوده که برخاسته از جوهر واحد انسانی است و برجسته شدن ارزش هایی چون آزادی و اختیار ثمره آن است و مهمترین وجه افتراق حاکم بر مشارکت در این دو نظام فکری- سیاسی، ناظر به تفاوت بینشی در این دو نظام می باشد که نتیجه ی تلقی متفاوت از انسان، معرفت، هستی و غایت است. ضرورت، سطوح و اشکال، عوامل مقوم، مؤثر بر و متأثر از مشارکت سیاسی در این دو نظام متفاوت هستند.

کلمات کلیدی: مردمسالاری دینی، لیبرال دموکراسی، مشارکت سیاسی، امام خمینی، هایک، انسانشناسی فلسفی.

العنوان: المبادئ الأنثروبولوجیه للمشارکه السیاسیه فی النظامین الدیموقراطی الدینی و اللیبرالی الدیموقراطی

الاستاذ المشرف: الدکتور حسن مجیدی

الاستاذ المساعد: الدکتور سید محمدرضا أحمدی طباطبائی

الباحث: أحمد شریعتمداری

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه و العلوم السیاسیه

الخلاصه:

للحکمه التطبیقیه رابطه وثیقه بالحکمه النظریه فی کل مدرسه فکریه و نظام فکری شامل. فإن الاعتناء بمختلف الأبعاد المعرفیه لکل نظام فکری و الإهتمام بمقام الموجود و المنعدم فی کل فکر، هو الشرط المسبق لفهم المفروضات و المناسبات. من هذا المنطلق، یمکن التدقیق فی المشارکه السیاسیه، بصفتها أمراً سیاسیاً، فی بعدین أحدهما معرفی و آخر إنثروبولوجی، بمعنی إمکانیه فهم الماهیه و ضروره و مستویات و أشکال و العوامل المؤثره فی المشارکه السیاسیه نظراً إلی الإنثروبولوجیا الفلسفیه المقومه لها، من وجهه نظر أخری. تسعی الأطروحه هذه و بالترکیز علی رؤی “الإمام الخمینی” رحمه الله الإنثروبولوجیه بصفته المؤسس لنظریه الدیموقراطیه الدینیه، و رؤی “هایک” بصفته مفکراً من اللیبرالیه الدیموقراطیه، إلی مقارنه موضوع المشارکه السیاسیه من منظار هاذین النظامین الفکریین  فی نطاق الفکر السیاسی. ضمن هذا و مع تصنیف الإنسان إلی هویتیه الفردیه و الأخری الإجتماعیه، قد تعینت الأبعاد المرادفه لکل هویه بإمعان النظر فی الأسس الفلسفیه لهاذین المفکرین. من هذا المنطلق اعتبرت الحکمه المتعالیه کأساس لأحکام الإمام الخمینی المتمحوره حول الواقعیه عن الإنسان، کما عُدت لیبرالیه “کانط”، العین الرئیسیه للوجود الإنثروبولوجی لدی “هایک”. فی النهایه أیضا قد جیء بشکل إجمالی بأسس هاذین النظامین و مکوناتهما الأصلیه الإنثروبولوجیه من باب المقارنه. دوّنت هذه الأطروحه استعانه بالأسلوب التوصیفی – التحلیلی و البحث الوثائقی فی مرحله التوصیف و المقارنه فی مقام التحلیل. تظهر نتائج هذه الأطروحه أن أهم أوجه الاشتراک بین هاذین النظامین الفکریین السیاسیین أی الدیموقراطی اللیبرالی و الدیموقراطی الدینی التی تؤثر فی المشارکه السیاسیه، منطلقاً مشترکاً لتوجهٍ منبثق من الجوهر الإنسانی الموحد، و أن بروز قیم کالحریه و الاختیار هو من ثمارها و أن أهم أوجه الافتراق السائده فی المشارکه فی هاذین النظامین الفکریین السیاسیین، ناظر إلی الفرق البصیری فی هاذین النظامین و هو نتاج الرؤیه المختلفه للإنسان و المعرفه و الوجود و الغایه، و أن ضروره و مستویات و أشکال و العوامل المقومه المؤثره فی و المتأثره من المشارکه السیاسیه فی هاذین النظامین السیاسیین مختلفه باختلافهما.

الکلمات الرئیسیه: الدیموقراطیه الدینیه – اللیبرالیه الدیموقراطیه – المشارکه السیاسیه – الإمام الخمینی – هایک – الإنثروبولوجیا الفلسفیه.

Abstract

In any comprehensive system of thought, there could be found a strict relation between practical and theoretical philosophies. Therefore, a consideration of epistemological aspects of a theory is a prerequisite for understanding its practical aspects which pertain to the realm of “ought to” and “not ought to”. Taking up such a point of view, political participation can be analyzed by focusing on its epistemological and anthropological aspects, that is to seek answers to such questions as “what is political participation?”, “why is political participation necessary?”, “what are the forms of political participation?” and “what are effective factors in political participation?” based upon a special conception of the nature of man. This thesis is to compare the vision of Imam Khomeini as the founder of theory of religious democracy on the political participation with that of Hayek as an outstanding liberal thinker. Firstly, I make a distinction between individual identity of man and his social identity and then I show aspects which are related to each identity of man in the thoughts of these two thinkers. Transcendent philosophy is considered to be the base for factual claims and propositions posited by Imam Khomeini on the nature of man, while the Kantian liberalism is the base for such claims and propositions in Hayek’s thought. Finally, I will have an enumeration of basic principles as to the nature of man in the thoughts of Imam Khomeini and Hayek.

This research is conducted based on a descriptive-analytic method combined with a comparative approach. As far as it concerns the problem of political participation, the result of the research indicates that the most important common feature between these systems of thoughts lies in the realm of fundamental human desires and such a feature leads to an accentuation upon such values as freedom and free will. The most significant distinguishing feature of them traces its roots back to the realm of perceptions derived from more fundamental philosophical themes as to the episteme, cosmos and purpose. Necessity, levels and forms, constitutive and effecting factors of political participation in these two systems of thought are different.

Keywords: Religious Democracy, Liberal Democracy, Political Participation, Imam Khomeini, Hayek, Philosophical Anthropology

Imam Sadiq University

Faculty of Islamic Studies and Political Science

A Thesis Presented For the Degree of Master of Arts in Political Science

The Anthropological Fundamentals of Political Participation in Religious Democracy and Liberal Democracy

Supervisor:

Hassan Majidi, PhD

Advisor:

Sayyed Mohammad Reza Ahmadi Tabatabaei, PhD

Student:

Ahmad Shariatmadari

September 2014

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

,

دانشجو

سال نشر