پایان‌نامه: بررسی امکان آموزش دین از طریق وسایل ارتباط جمعی نوین: مورد تلویزیون جمهوری اسلامی ایران

رایگان

توضیحات

دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

پایان‌نامه دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات

بررسی امکان آموزش دین از طریق وسایل ارتباط جمعی نوین: مورد تلویزیون جمهوری اسلامی ایران

ناصر باهنر

استاد راهنما:

دکتر حمید مولانا

تابستان ۱۳۸۱

چکیده

ظهور وسایل ارتباط‎جمعی نوین (کتاب و نشریات چاپی، فیلم و سینما، رادیو و تلویزیون، اینترنت و شبکه های رایانه‎ای و …) شبکه ارتباطات سنتی را دستخوش تحولاتی کرده است و مهمترین تحول پدید آمده در این زمینه را باید در انتقال برخی کارکردهای دینی رسانه‎های سنتی به رسانه‎های مدرن بدانیم. دین یکی از موضوعاتی است که امروزه راه خود را در وسایل ارتباط‎جمعی باز کرده است، اما این حضور همواره با فراز و نشیب‌هایی تاریخی روبرو بوده که ارتباطی تنگاتنگ با فرهنگ جامعه داشته است.

تلویزیون در جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر اینکه پرمخاطب‎ترین رسانه به شمار می‎آید و گسترش کمی روزافزونی داشته، صدها برنامه دینی نیز در قالب‌های متنوع تهیه و پخش کرده  است. این حجم از تولیدات برنامه‎های دینی، از دیدگاه کارشناسان ارتباطی، متخصصان علوم دینی و دست‎اندرکاران آموزش کشور مخفی نمانده و مورد تجزیه و تحلیل و نقادی‌های بسیاری قرار ‎گرفته است.

برخی نسبت به سرنوشت رسانه‎های سنتی دینی، احساس خطر می‎کنند و برخی یکسره چشم امید خود را به توانمندی‌های رسانه‎های جمعی نوین دوخته‎اند. گاه از دینِ تلویزیونی نقد می‎شود و الگوی تلویزیون دینی را جستجو می‎کنند و گاه تلویزیون را عامل سطحی‎سازی دین و تهی ساختن آن از معارف عالیه می‎دانند. گروهی, رسانه‎های مدرن را در حوزه ارتباطات دینی رسانه‎هایی دست دوم تلقی می‎کنند و بعضی, آنها را روایت کنندگان جدید دین با همان ادبیات دینداران عصر مدرن می‎دانند

ازسوی دیگرآموزش یکی از عناصر فرهنگ به‌‌شمار می‎آید که در مطالعات فرهنگی سرفصلی همیشگی بوده است. این عنصر فرهنگی, طی نیم قرن گذشته از جریان نوگراییِ ارتباطات تأثیرات زیادی پذیرفته و در حوزه مباحث نظری و کاربردی آن، عناوین جدیدی وارد گردیده است. با حضور فزاینده رسانه‎ها در امر آموزش، شاهد تقابل‌هایی با سنت‌های آموزشی بوده‌ایم که سیاستگذاری و برنامه‎ریزی نوین آموزشی را بیش از پیش وابسته به حوزه فرهنگ و ارتباطات

ساخته است. امروزه  آنان که دل به آموزش دینی نسل جوان سپرده‎اند الگویی پیش روی خود نمی‎بینند که جایگاه هر یک از رسانه‎ها را در آن به درستی تشخیص دهند.

. پرسش‌های اصلی که ذهن ما را به این مطالعه معطوف ساخته است عباتند از:

  • دیدگاه نظری مطلوب برای تبیین فرایند ارتباطات دینی در عصر نوگرایی چیست؟
  • تلویزیون جمهوری اسلامی ایران از چه جایگاه ارتباطی در میان رسانه‎های سنتی و مدرن دینی کشور برخوردار است؟
  • امکان مطلوب آموزش دین از وسایل ارتباط‎جمعی نوین(با تأکید بر تلویزیون جمهوری اسلامی ایران) با چه اصولی تبیین می‎شود؟

فصل اول این نوشتار تحت عنوان ”دین ورسانه ها در جریان نوگرایی “برای پاسخ به پرسش نخست تهیه شده که کاملاً تئوریک است و از روش‌های تلفیقی کتابخانه‎ای سود جسته است. در این فصل سه نظریه نوسازی لرنر، همگرای مولانا ونظریه مک لوهان مورد بحث قرار می گیرند و دیدگاه نظری مطلوب در ادبیات نقاد الگوهای ارتودکسی مدرنیته جستجو می شود.

فصل دوم تحت عنوان “رسانه های سنتی اسلامی درایران” به بررسی اجمالی رسانه‎های سنتی دینی در ایران با استفاده از شیوه‎های اسنادی و تاریخی می‎پردازد و عناصر ارتباطی آن را مورد تحلیل قرار می‎دهد .

فصل سوم با عنوان “دین وتلویزیون در ایران “برای دستیابی به پاسخ سوال دوم در خصوص موقعیت فعلی برنامه‎های دینی تلویزیون ایران تدارک گردید . این فصل دارای دو بخش است . در بخش نخست تحت عنوان پیام و پیام آفرینان در برنامه‎های دینی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران از روش تحلیل محتوا استفاده می‎شود و عناصر ارتباطی ، پیام آفرینان، محتوا و شیوه‎های ارائه پیام را در تعدادی از برنامه‎های برگزیده تلویزیونی بررسی می‎کند. بخش دوم نیز به جایگاه دینی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه مخاطبان اختصاص دارد که از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه حضوری استفاده شده است و این دو بخش اخیر وجهی امپریکال یا تجربی دارند.

درفصل چهارم, دیدگاه مسیحی ـ غربی به تلویزیون دینی با روشی اسنادی ـ تاریخی بررسی گردیده که به عنوان قدیمی‌ترین و گسترده‎ترین تجربه، نتایج قابل توجهی داشته که در بررسی تطبیقی موضوع حائز اهمیت است.

فصل پنجم وجهی آنالیتیکال یا تحلیلی دارد و با استفاده از نتایج بحث‌های قبلی، به دنبال دیدگاهی مطلوب در فرهنگ و ارتباطات دینی ایران است تا بتواند اصول تحقق مطلوب آموزش دین از وسایل ارتباط‎جمعی نوین را تبیین کند. این دیدگاه که ما آن‌را دیدگاه سیستم متعامل، پویا و همگرای ارتباطی نامیدیم، احتمالاً امکان مناسب موضوع مورد مطالعه را فراهم می‌سازد تا بتواند در طراحی الگوی ارتباطات دینی ایران، محققان را یاری دهد.

کلیدواژه‌ها: وسایل ارتباط جمعی، ایران، دین، تلویزیون، رسانه.

الخلاصه:

أدی ظهور وسائل الارتباط الجمعی و العام الجدید (الکتاب، و المطبوعات، الأفلام و السینما، الاذاغه، التلویزیون، الشبکه العنکبوتیه (الانترنت) …) ألی ایجاد تطور و تحول فی وسائل الارتباط التقلیدیه، و أهم تحول و تطور حصل فی هذا المجال هو انتقال بومی الاعلام الدینی القدیم ألی الأعلام الحدیث. و الدین هو أحد المواضع الذی فتح طریقه فی وسائل الارتباط الجمعی و لکن حضور الدین فی وسائل الارتباط تعرض لکثیر من التقلبات التاریخچه و کان مرتبط بثقافه المجتمع، تلفزیون الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه أضافه إلی أن له اکبر نسبه مخاطبین بین وسائل الارتباط الجمعی الأخری یزداد مخاطبه بشکل یومی فانه انتج و بث المئاث من البرامج الدینیه، و هذه البرامج المنتجه لم تخف علی خبراء الارتباط الجمعی و متخصصی العلوم الدینیه و العاملین فی مجال التعلیم حیث تم تحلیل و انتقاد هذه البرامج بشکل واسع و کبیر.

فالبعض یشیر بالخطر علی مصیر الإعلام التقلیدی للدینی، و أخرون یعقدون الأمل علی قدره و قوه الاعلام الجمعی الجدید، و احیاناً یتم انتقاد الدینی التلوزیونی و یبحثون عن نموذج التلفزیون الدینی و أحیاناً اخرا یرون أن التلفزیون یظهر الدین بشکل مطیعی و ظاهری و یخرجه من المعارف السامیه الی یتمتع بها، و قال من یری أن الاعلام الحدیث فی مجال الارتباطات الدینیه هو اعلام ثانوی و أخرون یرون أنهم یعرضون الدین بشکل جدید مع اصطلاحات المتدینین فی العصر الجدید.

من جهه أخری یعتبر التعلیم أحد عناصر الثقافه التی کانت موجوده دائماً تحت عنوان مستقل، حیث تعرض هذا العنصر الثقافی خلال نصف القرن الأخیر إلی تأثیرات کثیره من الارتباطات الجمعیه أدمی ألی دخول عناوین جدیده فی مباحثه النظریه و العملیه، و مع الحضور المتزاید لوسائل الاعلام فی التعلیم نری نوعاً من التقابل بین طرق التعلیم معأ ادی الی ارتباط السیاسات و الخطط الجدیده للتعلیم مع الثقافه

و الاتصالات، و العاملون فی مجال تعلیم الدین للأجیال الناشئه لا یرون نموذجأ محدوداً یحکنهم من تحدید مکانه کل وسیله من وسائل الاعلام و کیفیه استخدامها بشکل جدید فی التعلیم.

الأسئله الأساسیه التی شجعتنا وحتتنا علی هذه الدراسه فی:

ما هی الرؤیه النظریه المطلوبه لتبیین عملیه الارتباطات الدینه فی عصر الحداثه؟

ما هی مکانه تلفزیون الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه فی الارتباط بین وسائل الاعلام الدینه التقلیدیه الحدیثه فی ایران؟

ما هی الأصول و الأساسین التی توضع الإمکانیه المطلوبه لتعلیم الدین بواسطه مسائل الارتباط الجمعی و الحدیث مع التأکید علی تلفزیون الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه؟

وضع الفصل الأئل من هذه الاطروحه بعنوان (الدین و وسائل الاعلام فی تیار الحداثه) و للاجابه علی السؤال الأول و هو بحث نظری و بحث باسلوب تلفیقی و مکتبی (أی من المکتبات) و یشمل هذا الفصل علی ثلاث نظریات و هی الحداثویه (لرنر) – و التوافقیه لمولانا و نظریه مک لوهان. و یتم البحث عن النظریه المطلوبه فی ادبیات نقد النموذج الارتودکسین.

افصل الثانی تحت عنوان (وسائل الاعلام الاسلامیه التقلیدیه فی ایران) و یبحث فی هذا الفصل وسائل اعلام التقلیدیه المدنیه فی ایران بالاستفاده من اسالیب وثاقیه و تاریخچه و تیم تحلیل عناصر الارتباط.

الفصل الثالث بعنوان (الدین و التلفزیون فی ایران) وضع هذا الفصل للإجابه علی السؤال الثانی حول مکانه البرامج الدینیه للتلفزیون الایرانی ـ و هذا الفصل یشمل قسمین، القسم الأول تحت عنوان (الرساله و صانعون الرساله) فی البرامج الدینیه للتلفزیون الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه حیث یتم تحلیل مضمونه اضافه الی بحث عناصر الارتباط و صانعوا الرساله  والمحتوی و اسالیب عرض الرساله فی هذه

برامج تلفزیونیه منتجه و القسم الثانی یبحث المکانه الدینیه للتلفزیون الایرانی من منظار المخاطبین من خلال).

فی الفصل الرابع یتم بحث النظریه المسیحیه الغربیه للتلفزیون الدینی باسلوب و ثائقی تاریخی کونه اقدم و أوسع تجربه حیث یتم الحصول علی نتایج مهمه خاصه فی بحث المقارنه.

الفصل الخامس – بحث تحلیلی بالاستفاده من نتایج البحوث السابقه للحصول الی نظریات مطلوبه فی الثقافه و الارتباطات الدینیه فی ایران حیث یمکن تبیین اصول تحقق تعلیم الدینی من خلال الارتباطات الجمعیه الحدیثه. و تسمی هذه النظره باسمه نظره النظام المتعامل الدینامیکی و الشامل الارتباطی، الذی یحتمل أن یهمن الامکانه للموضوع الذی یجب بحثه. حتی یساعد الباحثین فی طرح، تصمیم نموذج للارتباطات دینیه فی ایران.

الکلمات الاساسیه: وسائل الارتباط الجمعی، ایران، الدین، تلفزیون، وسائل الاعلام فی تیار الحداثه.

Abstract

The emergence of modern communication tools (like books, magazines, films, cinema, radio, T.V., internet and computer networks) has changed the traditional communication system in different ways. In this regard, the most important change is the transition of some religious tasks of the traditional media to the modern media. Religion is one of the topics that has gained its suitable place in the communication tools recently; but its emergence has faced different historical situations in different places, depending on the culture of the societies it enters in.

National T.V. in Iran is not only the mostly used media, but also it has produced quite a few religious programs. This great amount of production has been examined and criticized by religious experts and thinkers many times.

There are different views about this subject. Some are worried about the destiny of the traditional media, but some others are counting on the abilities of modern media. Sometimes the religious programs of T.V. are criticized and sometimes the T.V. is criticized for forgetting the deepness of religious ideas and putting religious matters in simple and not suitable language. Some experts consider modern media in the field of religion, as a second-hand media, while some others call them new tellers of the religion in the language which is well understandable for new religious people.

On the other hand, educational system is one of the cultural entities that has been under study for a long age. This cultural entity, in the last half a century, has been affected by new trend in the communication and new topics have been entered in its theoretical and empirical areas. With the widespread emergence of media in educational system, we have faced some dilemmas that have made the educational programming on one side, and culture and communication from the other side, highly interrelated. Nowadays, those who are worried about the religious education of the youth don’t have suitable pattern to understand the role of each media correctly and comprehensively.

This study tries to shed light on these topics. Its main questions are the followings:

۱- What is the appropriate theoretical view about the religious communication in the modern age?

۲- What is the role of the national Iranian T.V. between the other traditional and modern media?

۳- What are the rules of presenting religious matters in the modern media specifically the national T.V.?

The first chapter of this research, which is entitled “religion and media in the modern age”, is devoted to answer the first question. It is completely theoretical and uses content analysis. In this chapter theories of three eminent theorists and thinkers (Lerner, Molana, and Luhan) are presented and the best theory is chosen after enough discussion.

The second chapter which is entitled “Islamic traditional media in Iran” evaluates traditional religious media in Iran in recent period. It uses content analysis as well as historical discussion.

The third chapter that is empirical and entitled “religion and Iranian T.V.”, tries to answer the second question and focuses on the present situation of the Iranian T.V. programs. This chapter has two parts; The first part is about the message and message senders in the Iranian T.V. In this part, communication entities, content, and the ways of presenting message in some Iranian T.V. programs are evaluated case by case. The second part, however, examines the religious roles of the Iranian T.V. from the view of the audiences. This part makes use of questionnaires and presents analysis on these questionnaires.

The fourth chapter focuses on the western view about the religious media. This part also makes use of a historical-analytical approach and brings about fruitful results, considering long-lasting experience of west in this area. After having some empirical parts, chapter five analyses the results of previous chapters and tries to come up with an appropriate idea considering Iranian cultural and communicational environment. It tries to determine the rules of teaching religious matters in the modern media. This view that is called “dynamic and convergent system of communication”, will probably help in understanding the role of Iranian media and resist researcher to create an Islamic-Iranian pattern for communication.

Keywords:, Communication Tools media, Iran, T.V., Media, Religious.

I.S.U

Teaching religious matters through modern communications media:

The case of iranian T.V.

A thesis presented for the Degree of Ph.D in

Culture & Communication

Faculty of Islamic Studies & Culture & Communication

Imam Sadiq University

Naser Bahoner

Supervisor:

Dr. Hamid Molana

Advisors:

Dr. Kazem Motamednejad

Summer.  ۲۰۰۲

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

دانشجو

سال نشر