پایان‌نامه: بازسازی نظریه فطرت براساس مبانی ملاصدرا

رایگان

توضیحات

دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

دانشکده معارف اسلامی و الهیات و ارشاد

پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد

گرایش فلسفه و کلام اسلامی

بازسازی نظریه فطرت براساس مبانی ملاصدرا

استاد راهنما

دکتر محمدکاظم فرقانی

استاد مشاور

دکتر رضا اکبری

دانشجو

عیسی محمدی‌نیا

شهریور ۱۳۹۴

چکیده

ملاصدرا در باب سرشتِ انسان چهار دیدگاه اتخاذ نموده است. وی در برخی از عباراتش قائل به نیک سرشتی انسان ها شده، در جاهایی به بد سرشتیِ آنها روی آورده و در برخی دیگر از عباراتش فطرتِ انسان را از نظر نیکی و بدی بالقوه دانسته است (نظریه لوح سفید) که بعداً نیکی یا بدی او فعلیت می یابد. اما در برخی موارد دیدگاهی جدید را اتخاذ کرده و بیان داشته است انسان ها از سرشتی واحد برخوردار نیستند، بلکه هر فرد سرشت مخصوص به خود را داراست. این دیدگاه نیز دارای دو تبیین است. در تبیین نخست، انسان ها دارای فطرت های متفاوت‌اند و در تبیین دوم هر انسان دارای دو فطرت روحانی و ظلمانی می باشد. در این تحقیق نشان داده می شود که دیدگاه چهارم ملاصدرا از سازگاری بیشتری با مبانی فلسفی وی برخوردار است. علاوه بر آنکه می توان گفت این دیدگاه جامع سایر دیدگاه های وی در مسأله فطرت نیز می باشد. به طوری که وی هنگام پذیرش قول نزدیک به نظریه لوح سفید، نظر به یکسان بودن فطرت اولی و به طور خاص فطرت خَلقی بشر داشته و منظورش از نیک یا بد سرشتی توجه به فطرت ثانیه آنها بوده است. پژوهش حاضر نیز با همین نگرش و با تأسی از طریقه مرحوم صدرالمتألهین در جمع آراءِ متشتت پیشینیانِ خود، تلاش می کند تا با ارائه تفسیری مربوط و مناسب، همه اقوالِ او در این زمینه را تبیین و توجیه کرده و نظریه ای واحد در این مسأله و مبتنی بر مبانی فلسفه صدرایی ارائه نماید.

واژگان کلیدی: ملاصدرا، فطرت، لوح سفید، اختلاف سرشت، ذات گرای نیک سرشت، ذات گرای بد سرشت، فطرت اولی، فطرت ثانیه

العنوان: تبنّی نظریه الفطره علی أساس مبانی الحکیم صدر المتألهین الفلسفیه

الأستاذ المشرف: الدکتور محمدکاظم فرقانی

الأستاذ المساعد: الدکتور رضا أکبری

الباحث: عیسی محمدی‌نیا

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیّه و الشریعه – الفلسفه و الکلام

المُلخّص

لقد ذکر صدرُالمتألهین فی طبیعه الإنسان أربع نظریّات مختلفه بل مضادّه. فقال قد فُطر الإنسان وهو حَسَن الطبیعه تاره وبأنّ طبیعته فُطرت علی أساس الأمور الشریره تاره أخری فجوهره شرّ، وأخری نجد فی کلماته مایشیرُ بأنّ فطره الإنسان حسنه أو سیّئه بالقوه وفُطر الإنسان بلاإقتضاء لشیء (فهذه تشبه نظریه اللوح الأبیض للذهن)؛ ولکن کلامه یدلّ – فی بعض کتبه – علی نظریه جدیده وهی أنّ طبیعه الإنسان لیست علی النظام الواحد بل لکل إنسان طبیعته الخاصه. قام صدرالمتألهین بتفسیر نظریته الأخیره علی نحوین، التفسیر الأول: لأفراد الإنسان فطرتهم الخاصه والتفسیر الثانی: لکل إنسان فطرتان؛ فطره روحانیه وفطره ظلمانیه. عندما قمنا باستیعاب النظریات الأربع عند صدرالمتألهین الشیرازی وتبیینها وجدنا بأنّ نظریه «لکل إنسان فطرته و طبیعته الخاصه به» تنسجم مع مبانیه الفلسفیه أکثر إذا ماقورنت بالنظریات الأخری؛ إضافه إلی أنّ هذه النظریه الأخیره یمکن أن توفّق بین النظریات الأخری وتبیّنها بأنه یمکن أن یقال أنّ نظریته الأولی ناظره إلی أنّ الفطره الأولی (فطرته عند الخلق) لکلِّ إنسان واحده وقوله بأنّ طبیعته وجوهره خیر أو شرّ إشاره إلی أنّ هذه الطبیعه نشأت من فطره الإنسان الثانیه. کما أنّ صدرالمتألهین یحاول أن یوحّد بین شتّی النظریات المتفرّقه والمضادّه للفلاسفه الذین من قبله؛ فهذه الرساله تسعی علی طریقتها أن توفّق بین نظریاته حول طبیعه الإنسان وفطرته حیثُ تقوم بتفسیر واحد منه بناء علی مبانیه الفلسفیه حتّی یمکن تبیین جمیع آرائه فی هذا المجال و تبیینها منسجمهً.

المفردات  الدلیله: صدرالمتألهین، الفطره، اللوح الأبیض، اختلاف الطبیعه، جوهره الإنسان الحسنه، جوهره الإنسان الشریره، الفطره الأولی، الفطره الثانیه.

Abstract:

Mullā Ṣadrā has four views about human nature. He in some sentences has chosen good nature, in some of them has selected bad nature and in expressions has tended to Tabula rasa theory in which human nature is potential toward good and bad deeds and in future will be actualized. In some cases Mullā Ṣadrā, also, has adopted a new perspective that people don’t have one common nature but everyone has his own nature. By analyzing the fourth idea in which he, in some cases, believes that people have different natures (the first explanation) and in some others he has tried to attribute a spiritual nature and a dark one to every man (the second explanation), it can be concluded that the theory of different nature is more compatible than others with Ṣadrā philosophy. Also, this idea can be the comprehensive view that includes the others. Since in those statements that Mullā Ṣadrā has tended to Tabula rasa theory, he has regarded the uniformity of the Primary nature especially Physical nature of human and the theories of good or bad natures are proposed according to Secondary nature of man. This study, with the same perspective and by obeying the way of Mullā Ṣadrā in uniting the different ideas of his Predecessors, tries, by providing a relevant interpretation, to unite all of his opinions in the issue of nature and present a new and one theory in it based on Ṣadrā foundations.

Keywords: Mullā Ṣadrā, Nature, Tabula rasa, Different Nature Theory, Good Essentialism, Bad Essentialism, Primary Nature, Secondary Nature

Imam Sadiq University

Faculty of Islamic Studies and theology

Continuous M.A of Islamic Studies and theology

Islamic Philosophy and Kalam

Reconstruction of Nature Theory Based on Mullā Ṣadrā Principles

Supervisor:

Prof. Mohammad Kazem Forghani

Consultant:

Prof. Reza Akbari

Student:

Eisa Mohammadinia

September 2015

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

,

دانشجو

سال نشر