پایان‌نامه: سازگاری درونی دیدگاه ملاصدرا در باب حقیقت علم

رایگان

توضیحات

دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد

پایان‌نامه­ دوره­ کارشناسی ارشد

گرایش فلسفه و کلام اسلامی

سازگاری درونی دیدگاه ملاصدرا در باب حقیقت علم

استاد راهنما:

دکتر محمدکاظم فرقانی

استاد مشاور:

دکتر رضا اکبری

دانشجو:

سیدعلی مؤمنی

تابستان ۱۳۹۱

چکیده:

با مراجعه به آثار فلسفی ملاصدرا به نظر می‌رسد که وی در باب حقیقت علم دو دیدگاه به ظاهر متفاوت را بیان کرده‌است. گاهی حقیقت علم را حضور مجرد نزد مجرد بیان کرده‌است و گاهی نیز حقیقت علم را مساوق وجود گرفته‌است .در نگاه اول، با مبنا قرار دادن هر یک از این دو تعریف به نظر می‌رسد به نتایج فلسفی متفاوتی مخصوصا در سایر حوزه‌های تفکر فلسفی می‌رسیم، که در این خصوص می‌توان از مسأله «علم به مادیات» و «علم در مادیات» به عنوان نمونه نام برد. زیرا بر اساس تعریف اول همچنان که خود ملاصدرا نیز در مواضع مختلف به آن تصریح کرده است؛ اساسا ماده  نه معلوم واقع می‌شود و نه می تواند عالم باشد، که بر این مسأله علاوه بر اشکالات فلسفی فوق، اشکالات کلامی دیگری نیز مترتب است. اما بر اساس دیدگاه دوم موجود مادی هم معلوم است و هم عالم، که به نظر می‌رسد این دیدگاه با اصول وجود محور ملاصدرا سازگاری بیشتری داشته ‌باشد. برای رفع ناسازگاری این دو دیدگاه راه‌حلهایی از سوی شارحان آثار ملاصدرا و پیروان مکتب حکمت متعالیه ارائه شده‌است که در این پاپان‌نامه مورد بررسی قرار گرفته و سپس سعی شده‌است با توجه مجدد به مبانی هستی شناختی ملاصدرا، راه‌حل‌های جدیدی نیز برای جمع میان دو دیدگاه مذکور ارائه شود. در پایان این تحقیق نیز سعی شده است نشان داده‌شود که کلید حل این مسأله کنار نهادن زبان ماهیت محور در بازخوانی دیدگاه ملاصدرا است. به نظر می‌رسد با بازتعریف مفاهیم فلسفی با زبان وجود محور در این خصوص، نه تنها اختلاف محتوایی میان این دو دیدگاه از میان برداشته می‌شود، بلکه می‌توان به سازگاری درونی نظام وجود محور او بیش از پیش اذعان نمود.

واژگان کلیدی: حقیقت علم، علم حضوری، علم حصولی، ملاصدرا، مجرد، مادی.

العنوان: التلائم الذاتی لنظریه صدر المتألهین فی «حقیقه العلم»

الأستاذ المشرف: الدکتور محمدکاظم فرقانی

الأستاذ المساعد: الدکتور رضا أکبری

الباحث: سیدعلی مؤمنی

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه‌ ، الشریعه والدعوه

الاختصاص: الفلسفه والکلام

المُلخّص:

یبدو بعد دراسه کتب صدرالدین الشیرازی الفلسفیه أنه قام بعرض إتجاهین مختلفین فی مجال حقیقه العلم. فقد شرح هذه الحقیقه کحضور المجرد عند المجرد تاره و اتخذها مساوقاً للوجود تاره أخری. یبدو فی البدایه ولاسیما بعد التمسک بکل من هذین التعریفین أننا نتوصل إلی نتائج فلچسفیه مختلفه فی شتی مجالات الفکر الفلسفی والتی تعد قضیه «العلم إلی المادیات» و «العلم فی المادیات» مثالین لها لأنه -علی أساس التعریف الأول- لن تقع الماده معلومه بالمره ولایمکنها أن تکون عالمه کما صرّح به صدرالدین الشیرازی فی مواقف مختلفه و تترتب علی هذه المسأله إشکالیات کلامیه إضافه إلی ما یطرأ علیها من الإشکالیات الفلسفیه المذکوره أعلاه، لکنه إذا أخذنا الاتجاه الثانی بعین الاعتبار نجد أنّ الموجود المادی یعتبر عالما ومعلوما ویظهر من هنا أن هذا الإتجاه یتلائم مع مبادئه الوجودیه تلائما أکثر.

فقد تمّ تقدیم حلول من قبل شارحی کتبه وأتباع مدرسه الحکمه المتعالیه بهذا الصدد والتی قمنا بدراستها وحاولنا عرض حلول جدیده للجمع بین الاتجاهین وفق المبادئ الوجودیه لدی صدر الدین الشیرازی. وفی نهایه هذه الدراسه حاولنا أن نری بأن الحل الرئیسی  للقضیه هذه، هو أن ندع المنهج القائم علی أساس الماهیه جانبا فی إعاده قراءه أعماله.

یبدو أن إعاده تعریف المفاهیم الفلسفیه حسب المنهج الوجودی تؤدی إلی إقرار أکثر بالتلائم الذاتی  لمنظومته الفکریه الوجودیه إلی جانب القضاء علی الخلافات الجوهریه بین هذین الاتجاهین.

الکلمات الدلیله: حقیقه العلم، العلم الحضوری، العلم الحصولی، ملاصدرا، المجرّد، المادّی

Abstract

According to MullaSadra’s writings, it seems that he had in mind two different views regarding knowledge. Sometimes he takes knowledge to be involved in the presence of an abstract entity beside an abstract entity and sometimes he takes knowledge to be identical to existence. It seems prima facia, taking each definition may result in different philosophical consequences, regarding various areas of philosophy. One can mention for instance “knowledge of concretes” and “knowledge within concretes”. This is due to the fact that according to the first definition as MullaSadra has emphasized explicitly, matter cannot be an object of knowledge and cannot be a possible knower, which may raise to some theological obscurities as well as some philosophical cruxes. But, according to the second definition, the matter could possibly be an object of knowledge as well as a possible knower, which is in more coherence with the principle of principality of being. Some commentators and followers of Transcendental Philosophy have put forward some resolutions for this crux which we will put under scrutiny here and afterwards using some metaphysical principles of MullaSadra, we try to make these two rival theories compatible. Lastly, using a review of metaphysical grounds of MullaSadra philosophy and by rejecting the quiddity-based language altogether, we showed that this is the key answer to this problem. It seems that by redefining philosophical concepts in an existence related language in this regard, not only these two theories are not incompatible, but one can find a more coherent philosophical system than what was possible earlier.

Key Words: Nature of knowledge, Knowledge by presence, Propositional knowledge, MullaSadra, Abstract, Concrete.

Faculty of Islamic studies،

Theology and Guidance

Continuous M.A، Islamic studies، Theology and Guidance

Mulla Sadra’s views regarding the inner compatibility of the reality of knowledge

Supervisor:

Dr. M.kazem forqani

Advisor:

Dr. Reza akbari

Student:

Sayed Ali momeny

September, 2012

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

,

دانشجو

سال نشر