پایان نامه: عدالت در حکمت سیاسی متعالیه: امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی

رایگان

توضیحات

دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی

رساله‌ی دوره‌ی دکتری رشته‌ی علوم سیاسی

گرایش اندیشه‌های سیاسی

عدالت در حکمت سیاسی متعالیه: امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی

استاد راهنما:

دکتر جلال درخشه

دانشجو:

محمّد صادق نصرت‌پناه

بهار ۱۳۹۴

چکیده:

پژوهش درباره‌ی عدالت و به‌ویژه عدالت اجتماعی، همواره به عنوان مهم‌ترین مبحث فلسفه‌ی سیاسی مورد بحث و بررسی بوده است. لکن علی‌رغم اهمیت محوری آن در تمامی افعال انسانی، عمدتاً ابعاد جزئی، فردی و غیر اجتماعی آن در اندیشه‌ی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. اهمیت اصل بنیادین عدالت در فلسفه‌ی سیاسی اسلامی به دلیل عدم پردازش دقیق آن از عمق مبانی تا سطوح سیاسی و اجتماعی، ناشناخته مانده است. به‌نظر می‌رسد برای انجام چنین پژوهشی در نقطه‌ی آغازین می‌بایست به احیای این مفهوم از طریق رجوع به رویکرد اصیل و قدیم فلسفه‌ی سیاسی پرداخت. چراکه فلسفه‌ی سیاسی و مفاهیم وابسته‌ی به آن از جمله عدالت، در حاشیه‌ی فلسفه‌ی مطلق شکل گرفته و محکوم به قواعد فلسفی هستند و تفاوت در احکام و قواعد و اصول فلسفی موجب تفاوت در قواعد ترسیم‌کننده و صورت‌دهنده‌ی فلسفه‌ی سیاسی و عدالت است. پس عدالت در فلسفه‌ی سیاسی باتوجه به مبانی فلسفه‌ی مطلق (که در مطالعه‌ی حاضر، حکمت متعالیه است) و صورت‌بندی این مفهوم با مدد از این مبانی می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد.

این رساله درصدد است تا از طریق بررسی مبانی حکمت متعالیه صدرالمتألهین شیرازی و امتداد آن در اندیشه‌ی فلاسفه‌ی متأخر معتقد به این مکتب و بسط‌دهنده‌ی مبانی آن مانند امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی در حیطه‌های هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی و استخراج دلالت‌های مرتبط با فلسفه‌ی سیاسی ـ به‌طور اعم ـ و عدالت ـ به‌طور اخص ـ به صورت‌بندی و شکل‌دهی چیستی، ماهیت، ابعاد و اصول عدالت بپردازد.

مبتنی‌بر دیدگاه به دست آمده از مطالعات در منابع مکتوب فیلسوفان حکمت متعالیه در مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی ایشان، و استخراج دلالت‌های مرتبط با آن در فلسفه‌ی سیاسی، مفهوم عدالت در حکمت سیاسی متعالیه، میزان تعریف عدالت و درنتیجه تعیین اصول کلی آن است. به‌نظر می‌رسد مفهوم عدالت در حکمت سیاسی متعالیه گرچه امری اعتباری بوده، لکن اصل اولیه‌ای است که تمام اعتباریات دیگر حیات اجتماعی بشر بر آن استوار شده و به‌واسطه‌ی آن مشروعیت و اعتبار می‌یاید. هم‌چنین این مفهوم در «فطرت» و «عقلانیت» و «اعطاء حق به ذی‌حق» ریشه دارد.

وجه عینی و مصداقی عدالت در حکمت سیاسی متعالیه نیز در سه منظر «مدنی»، «جزایی» و «توزیعی» تبیین می‌شود. این سه وجه درحقیقت ابعاد سه‌گانه‌ی عدالت را در بُعد اجتماعی و تمدن‌سازی تبیین می‌کنند. هریک از این ابعاد نیز به‌نوبه‌ی خود براساس مبانی حکمت سیاسی متعالیه دارای اصولی هستند.

درمجموع این رساله تلاش کرده است تا باتوجه به مبانی نظری حکمت سیاسی متعالیه، به ارائه‌ی الگوی مطلوب عدالت بپردازد تا با استفاده از الگوی ارائه‌شده مقدمات لازم درجهت نظام‌سازی اجتماعی بر محور عدالت در حکمت سیاسی متعالیه فراهم شود.

واژگان کلیدی: عدالت، عدالت اجتماعی، حکمت سیاسی متعالیه، صدرالمتألهین، امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، آیت‌الله جوادی آملی، اعتباریات.

العنوان: العداله فی الفکر السیاسی لمفکری الحکمه المتعالیه السیاسیه: الإمام الخمینی، العلامه محمدحسین الطباطبائی، الشهید مرتضی مطهری وآیه الله جوادی آملی

الأستاذ المشرف: الدکتور جلال درخشه

الأستاذ المساعد: الدکتور محمدمهدی اعتصامی، الدکتور سید محمد رضا أحمدی طباطبایی

الباحث: محمد صادق نصرت‌پناه

الفرع الدراسی: الدّراسات الإسلامیه و السیاسه

المُلخّص:

یُعدُ البحث عن العداله، لاسیّما العداله الاجتماعیه من أهم القضایا فی الفلسفه السیاسیه التی تمت مناقشتها ودراستها؛ لکنه على الرغم من أهمیتها المحوریه لجمیع الأنشطه البشریه لم تحظ دراسه شتی جوانبها الفردیه والاجتماعیه فی الفکر الإسلامی إلا بالشئ الطفیف النزر وبالتالی فإن أهمیه مبدأ العداله فی الفلسفه السیاسیه الإسلامیه لا قید الابهام و الغموض بسبب عدم المعالجه السلیمه لها من المبادئ حتی المستویات الاجتماعیه والسیاسیه. ینبغی أن یکون المنطلق لإجراء هذه الدراسه إحیاء هذا المفهوم من خلال الإشاره إلى النهج الأصیل والتقلیدی فی الفلسفه السیاسیه؛ لانه تم تکوین الفلسفه السیاسیه والمفاهیم المرتبطه بها کالعداله، علی هامش الفلسفه المطلقه حیثُ تهمین علیها المبادئ الفلسفیه والفوارق فی قواعد ومبادئ فلسفیه تؤدی إلی الاختلاف فی القواعد المکونه للفلسفه السیاسیه وللعداله؛ فیجب دراسه العداله فی الفلسفه السیاسیه مع الترکیز علی مبادئ العداله فی الفلسفه المطلقه (التی سمیت فی هذه الدراسه الحکمه المتعالیه).

تهدف هذه الدراسه إلى تشکیل طبیعه وجوانب ومبادئ العداله عن طریق دراسه مبادئ الفلسفه المتعالیه «للملاصدرا» وامتدادها فی فکر الفلاسفه المتأخرین القائلین بهذه المدرسه والمروجین لها مثل الإمام الخمینی، العلامه الطباطبائی، الشهید مطهری و آیه‌الله جوادی آملی فی مجال علم الوجود، نظریه المعرفه، الانثروبولوجیا واستخراج الاشارات المرتبطه بالفلسفه السیاسیه بشکل عام و العداله علی وجه الخصوص.

بناءً علی الآراء التی تم الحصول علیها خلال دراسه المصادر المکتوبه لفلاسفه الحکمه المتعالیه فی مبادئ علم الوجود، نظریه المعرفه و الانثروبولوجیا واستخراج الأسباب المرتبطه بها فی الفلسفه السیاسیه، یعتبر مفهوم العداله فی الحکمه المتعالیه السیاسیه هو معیاراً لتعریف العداله وبالتالی تحدید مبادئها العامه.

وعلی الرغم من کون هذا المفهوم فی الحکمه المتعالیه السیاسیه یبدو اعتباریاً لکنه یعد الحجر الأساس لکل اعتباریات الحیاه الاجتماعیه للإنسان ومصدراً لشرعیتها ومصداقیتها. ویتم تعریف هذا المفهوم علی أساس «الفطره» و«العقلانیه» و«إعطاء کُلّ ذی حقّ حقه».

یتم تعریف الوجه العینی للعداله فی الحکمه المتعالیه السیاسیه فی المجالات الثلاث “المدنیه”، “الجزائیه” و “التوزیعیه”. وهذه المجالات الثلاث فی الواقع، تبین الجوانب الثلاثه للعداله من المنطلق الاجتماعی وبناء الحضاره الاجتماعیه ویتمتع کلّ من هذه الجوانب بأصولٍ وفق ما جاء فی الحکمه المتعالیه السیاسیه.

وأخیراً هذه الدراسه تعدّ محاولهً لإعطاء نموذج قیم للعداله وفقاً للمبادئ النظریه فی الحکمه المتعالیه السیاسیه لتمهد الأرضیه لبناء نظام اجتماعی یقوم على أساس العداله فی الحکمه المتعالیه السیاسیه باستخدام النموذج المقترح والمبادئ النظریه.

الکلمات الدلیله: العداله، العداله الاجتماعیه، الحکمه السیاسیه المتعالیه، ملاصدرا (صدرالدین الشیرازی)، الإمام الخمینی، العلامه الطباطبائی، الشهید مطهری، آیه‌الله جوادی آملی، الاعتباریات.

Abstract:

Justice, especially the social one, has always been the most important topic of political philosophy. Despite its vital role in all human actions, justice has been studied mainly in the view of its partial and individual aspects. Due to deficiency of investigation from the essential bases of justice to its social and political levels in Islamic political philosophy, the importance of its fundamental principles has been neglected. Therefore, it seems necessary to recognize the concept of justice, at first, according to the former and authentic approach in political philosophy. This is because political philosophy and its concepts such as justice relegate to pure philosophy and so the differences in the rules and principles of pure philosophy lead to differences in the rules and principles of political philosophy and justice. Thus, justice is studied in political philosophy according to the foundations in pure philosophy (in this research: Hikmat Mote’alieh) and the concept is formulated using these foundations.

This research is to illustrate the nature of justice and formulate its aspects and principles by studying the bases of Mulla Sadra Shirazi’s Hikmat Mote’alieh and its followers such as Imam Khomeini, Allameh Tabataba’ee, Shahid Motahari and Ayatollah Javadi Amoli in the view of its ontology, epistemology and anthropology and extracting its implications into political philosophy, in general and justice, in particular.

According to anthropological, ontological and epistemological bases of Hikmat Mote’alieh and political philosophy implications and during a conceptual analysis of justice based on Hikmat Mote’alieh, what is extracted as the concept of justice is the base to define justice and its principles. Although justice, in Hikmat Mote’alieh political philosophy, is a prescriptive matter, it is a primary principle that any prescription is based on and legitimated in accordance to it. The concept is also rooted in “human nature”, “rationality” and “giving everyone his/her due”.

The objective and applied aspect of justice has three dimensions; “civil”, “criminal” and “distributive”. Indeed, these three dimensions illustrate justice in the scope of society and civilizing. Additionally, everyone, according to the bases of Hikmat Mote’alieh political philosophy, has some principles.

Generally, the research is to achieve a schema of justice based on the theoretical bases of Hikmat Mote’alieh political philosophy to provide necessary preparations for constructing a social system pivoting around justice.

Keywords: Justice, Social Justice, Hikmat Mote’alieh political philosophy, Mulla Sadra, Imam Khomeini, Allameh Tabataba’ee, Shahid Motahhari, Ayatullah Javadi Amoli, Prescriptions.

Imam Sadiq University

In Faculty of Islamic Studies and Political Sience

Ph.D. Course

Political Science

Political Thoughts

Justice Hikmat Mote’alieh political philosophy: Imam Khomeini, Allameh Tabatabaee, Shahid Motaharri, Ayatollah Javadi Amoli

Supervisier:

Dr. J. Derakhsheh

Advisors:

Dr. Etesami

Dr. Tabataba’ee

Student:

Mohammad Sadiq Nosrat Panah

Spring 2015

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

دانشجو

سال نشر