پایان‌نامه: تطوّر تاریخی گفتمان امامت (تا نیمه قرن سوم)

رایگان

توضیحات

دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

پایان نامه دوره کارشناسی ارشد تاریخ تشیّع

تطوّر تاریخی گفتمان امامت

(تا نیمه قرن سوم)

مرتضی بهرامی خشنودی

استادراهنما: دکترستارعودی

زمستان ۱۳۸۶

چکیده

این پژوهش، در پی نگاهی دیگر به اندیشه امامت است و با روشی نو پدید و به خصوص، با روش «تحلیل گفتمان» و دستاوردهای معناشناسی جدید، سامان یافته و البته به رویکرد فوکو در باب گفتمان، تبارشناسی و بایگانی­شناسی، بیش از دیگر رویکردها توجّه داشته است. بر این اساس، گفتمان امامت، مجموع یک نظام سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که حول محور مرکزی­اش ــ یعنی «امام منصوص» ــ شکل‌دهنده ذهنیت و نیز سازنده معنا و ارتباطات اجتماعی­ ـ سیاسی در میان گروهی است که از نیمه سده دوم, «امامیه» نام گرفتند. گفتمان امامت، شامل همه متون و گزاره­های گفتاری­ای است که حول محور مرکزی این گفتمان، صورت­بندی می­شوند و معنا می­یابند، به علاوه هرکردار و رفتاری که ناظر به احکام و گزاره­های جدّی این گفتمان و در چارچوب آن باشد. در نگاه گفتمانی، این نظام فکری، چارچوب­ها و عناصر و زمینه­های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گفته و ناگفته، و پیدا و ناپیدایی دارد که تنها با در نظر گرفتن مجموعه آن­ها می­توان قواعدی را کشف کرد که تعیین می­کنند در گفتمان امامت، چه احکامی «درست و معنادار» است. پس گفتمان امامت، بیانگر ویژگی‌ها و خصوصیات تاریخی چیزهایی است که یا در باره امام گفته شده­اند و یا تنها در یک نظام فکری با محوریت امام (به همان معنای خاصّ)، معنای خود را می­یابند و نیز شامل هر رفتاری است که در این چارچوب، از افراد جامعه امامیه سر زده است.

این پژوهش، مقطع تاریخی صدر اسلام تا نیمه سده سوم هجری را مورد مطالعه قرار داده که در یک سوی این مقطع، جامعه شیعی­ای قرار دارند که حکومت را برازنده  کسی جز فرزندان رسول خدا نمی­دانند و حکومت خلفای اموی را مشروع نمی­شمارند. و در سوی دیگر، امامیه­ای هستند که از جهت قرابت فکری، اخلاف گروه نخست به شمار می­آیند و به لحاظ تبارشناختی، بیش­ از هر فرقه دیگری ، شایستگی دارند که وارث گروه نخست خوانده شوند و خود را هم­کیش آنان بخوانند. با بررسی رفتار و گفتار و کنش­های هر کدام از این دو گروه در قالب گفتمان امامت، در می­یابیم که برخی از گزاره­های پذیرفته شده نزد گروه اخیر، به­ویژه درباره صفات امام، تفاوت­های بسیاری با گزاره­های مقبول نزد گروه نخست دارد: برخی ، در میان گروه نخست به شکل عمومی و غالب مطرح نبوده­اند و یا از عناصر اصلی گفتمان غالب به شمار نمی­آمده­اند؛ گاه اجزای یک گزاره، به علّت تغییر در مؤلّفه­های معنایی­شان، با توسعه یا تضییق معنایی روبه­رو شده­اند و احیاناً می­توان آن­ گزاره را تکامل­یافته حالت پیشین به شمار آورد. چه بسا یکی دو گزاره­ نیز در تضادّ نسبی با گزاره­های جدّی دوره نخست به نظر آیند. این تفاوت­ها، نشان دهنده تطوّرات گفتمان امامت در این مقطع زمانی هستند و آن­ها را در تحوّلاتی باید پی گرفت که در عناصر گفتمان رخ می­دهند. پدید آمدن نیازها و سؤال­های جدید در جامعه امامیه، تماسّ فرهنگی با گفتمان­های مجاور، پیدایش ظرفیت فکری یا فراهم شدن بستر لازم برای طرح برخی آموزه­ها، و روبه­رو شدن آنان با شرایطی که گاه انگاره­های پیشین را به نقد می­کشید، از مهم­ترین علل تطوّرات گفتمان امامت در این دوره به شمار می­آیند.

کلید واژه­ها:  امامت, گفتمان امامت, تحوّل معنایی امام, تطوّر تاریخی امامت, امامیه، خلافت.

الخلاصه

قد بحث کثیراً حول الإعتقاد باﻹمامه من جهات شتّىٰ أکثرها کلامیه، ولکن فی هذه الرساله یُبحث عنها مِن جهه اُخرىٰ و علىٰ منهج جدید مع ملاحظه قواعد علم المعنى الحدیث, ویطرق بالخصوص منهج فی مطالعه التاریخ المسمّى بـ «تحلیل الحوار» یؤکِّدُ علىٰ ما ذهب إلیه میشل فوکو فی دراساته التاریخیه. و بناءً على هذا اﻷساس, فإن­ّ «حوار الإمامه» یُطلَق علىٰ نظام­ٍ سیاسی­ٍ ثقافیٍ إجتماعی­ٍ قُطبه الرئیسی هو اﻹعتقاد باﻹمام المنصوص، وتحت هذا النظام تصاغ المرتکزات الذهنیه والمعانی المعتمده علیها وأنواع التعاملات السیاسیه والثقافیه بین طائفه من المسلمین سمّیت باﻹمامیه منذ أواسط القرن الثانی بعد الهجره.

حوار الإمامه یشمل جمیع النصوص والقضایا التی تتشکّل حول قطب هذا الحوار الرئیسی و لاتُفهم إلاّ عند ملاحظتها، ویشمل أیضاً کلَّ ما فعلَه اﻹمامیه مراعاهً لقضایا هذا الحوار المعتبره المهمّه, أو رکوناً إلیها. فمِن هذا المنظار نرىٰ حوار الإمامه نظاماً فکریّاً یوجِد مناطاتٍ ﻟﭑعتبار کلّ واحد من القضایا صحیحهً ذاتَ معنى أو باطلهً مهمله، لایمکن اصطیاد تلک المناطات إلا عند ملاحظه ما لهذا الحوار من أسالیب وعناصر وجذور إجتماعیه سیاسیه ثقافیه مصرّحه وغیر مصرّحه، ظاهرهً وباطنه. إذاً فحوار الإمامه ینعکس خصائص تاریخیه لکلّ ما قیل فی الإمام وکلّ فعل أو قول لایحصل معنى إلا تحت نظام فکریّ خاصّ یدور حول الإمام (بالمعنى الخاص؛ یعنی الإمام المنصوص).

هذا التحقیق یعتنی بالفتره التاریخیه من صدر اﻹسلام حتى أواسط القرن الثالث الهجری؛ نرىٰ فی بدایه هذه الفتره طائفه من المسلمین لم­یروا صالحاً للحکومه غیرَ أبناء رسول الله(صل الله علیه و آله) وکان یرون الدوله اﻷمویه غیر شرعیه هُم یُعدّوا أسلافَ الشیعه، ونرىٰ أیضاً فی ﭐنتهاء هذه الفتره الطائفه الإمامیه الذین لهم علاقه فکریّه قریبه بالطائفه الاُولى أقرب من سائر الفرق معاصریهم، فهم أجدر الناس بأن یُعدّوا أخلاف تلک الطائفه الاولىٰ من الشیعه.

ومع هذا نجد عند النظر فی أفعال وأقوال وخصائص کلا الطائفتین، أن بعض القضایا المعتبره المقبوله عند الأخیره، یختلف مع ما ﭐعتبرته وقبلته الطائفه الاولىٰ اختلافاً کثیراً، خصوصاً فی باب صفات الإمام، ولکن جهه اﻹختلاف غیر واحد: بعض القضایا لم­تکن مطروحه عند عموم الطائفه قبل أو لم­تُعدّ معتبرهً غالباً أو لم­تعدّ من المؤلّفات الرئیسیه لحوار الإمامه؛ وقد یوجد تحوّلاً فی القضیه من جهه التوسعه أو التضییق فی أرکان المعنىٰ، وأحیاناً یمکن اعتبار تلک القضیه حاله متکامله للوضع السابق؛ وربما یبدو أن بعض المواضیع أیضاً فی تضادٍّ نسبی مع المواضیع الجادّه للمرحله الاولىٰ.

هذه اﻹختلافات، تدلّ على حدوث تطوّرات فی حوار اﻹمامه فی هذه البرهه الزمنیه ویجب متابعتها فی التطورات التی تحدث فی عناصر الحوار. بروز اﻹحتیاجات واﻷسئله الجدیده فی المجتمع اﻹمامی، اﻹتّصال الثقافی مع الحوارات المجاوره، ظهور الطاقات الفکریه أو اعداد اﻷرضیه اللازمه لطرح بعض التعالیم، ومجابهتهم للظروف التی تنتقد التصورات السابقه, تعدّ من أهمّ أسباب تطوّر حوار الإمامه فی هذه الفتره.

رموز الکلمات:  الإمامه, حوار الإمامه, تطوّر معنى الإمام, تطوّر الإمامه التاریخیه, الإمامیه, الخلافه.

Abstract

It has been discussed  so much about leadership (imamate) in islam. But this research is to look for another vision with newly-established method on this matter and here is emphasized on the “analysis of discourse” method and results of new conceptualization. Of course here is concentrated more on Foucault’s view about discourse, genealogy and archaeology .so, Discourse of leadership is a set of political, cultural and social system which makes subjectivity, concept, and social-political relationships around its central point, wording leadership, among Shiite society who named «Imamiyah» from the half of secondary century on. Discourse of Imamate looks at all texts and oral propositions which is around the center of the discourse and it studies behavior of individuals who relate with this kind of discourse.

From the view of this kind of discourse, the conceptual systems have the frameworks, elements, and social, political, and cultural backgrounds which are the main elements for discovering new regulations to maintain what kinds of decrees are right and meaningful. So, Discourse of Imamate shows the characteristics of the historical perceptions that have been told about Imam or they are meaningful just when they related to an Imam or a system which the Imam is at the center. This thesis is going to search about the beginning of Islam until the half of the third century. Which at one side is Shiite society who believes just Imams are authorized to govern. They say the governing of OMAVI caliphs are illegitimate and do not accept it. At the other side is IMAMIYAH whose believeness is near the first group, so, from the view of genealogy they are authorized more than others to be inheritors of the first group. By studying the words, behaviors, and actions of everyone of them, it can be appeared that some accepted propositions by the second group, specially about attributes of Imam, are different from the first group. Some of those attributes were not so important among the first group or even were not the main elements of prevailing discourse. In this case, the proposition is the evolutionary one or may one or two of them be at the opposite of the propositions of the first period. These differences show the evolutionary of Imamate discourse and its next changes that will be study.

New necessities and questions in the Imamiyah class, new cultural contacts with other discourses, the appearance of thought capacity for new thinking ways and encountering new conditions which criticized some of former propositions that are the main important reasons of the discourse changes at this period of time.

Key Words:  Discourse, Imamate discourse, Imamiyah, Shiite society, leadership, semantic evolution of Imam.

IMAM SADIQ UNIVERSITY

Islamic Studies, Culture and Communication college

Historical Evolution

Of

Imamat Discourse

Until the Middle Part of Third Century[H]

a thesis presented for the

Degree of Master of Art in

History of Shi’a

Morteza Bahrami Khoshnoodi

Supervisor:

Dr. Sattare ‘Oodi

Advertiser:

Dr. Hassan Bashir

Tehran, winter  ۲۰۰۸

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

گرایش تحصیلی

استادان راهنما و مشاور

دانشجو

سال نشر