پایان‌نامه:جایگاه عقلانیت در فلسفه فرهنگ و ارتباطات اسلامی: نقد عقلانیت ارتباطی هابرماس بر مبنای تفسیر علامه طباطبایی از عقلانیت در قرآن کریم

رایگان

توضیحات

دانشگاه امام صادق (ع)

دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

پایان‌نامه دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات

جایگاه عقلانیت در فلسفه فرهنگ و ارتباطات اسلامی: نقد عقلانیت ارتباطی هابرماس بر مبنای تفسیر علامه طباطبایی از عقلانیت در قرآن کریم

استاد راهنما:

دکتر داود فیرحی

اساتید مشاور:

دکتر عماد افروغ

دکتر حسام‌ الدین آشنا

دانشجو:

کریم خان‌محمدی

تیرماه ۱۳۹۲

چکیده

بحث بر سر توانش و استقلال عقل، در زمینه کشف ارزش­های انسانی، از جمله مباحثی است که در ادوار مختلف تاریخی مورد توجه بوده است.  چالش میان عقل و دین در عصر روشنگری و حاکمیت لیبرال دموکراسی، مباحث فروخفته دیرین را  با چهره مدرن و در سطوح جامعه شناختی بازتولید نموده و این سوالات را که: کدامین  جامعه عقلانی است؟  در چه شرایطی و با چه مولفه­هایی، جامعه، عقلانی تلقی می­شود؟ موانع عقلانیت جوامع، کدامند؟ عقلانیت در چه شرایط ارتباطی، تداوم می یابد؟؛ به مساله اصلی تبدیل کرده است. مکاتب مختلف، با توجه به مبانی هستی­شناختی، انسان­شناختی و معرفت­شناختی خویش، قرائت ویژه­ای از عقلانیت ارائه می­کنند؛ که هر کدام، ضمن ارزیابی از وضعیت، در صدد ارائه الگوی مطلوب عقلانیت است. هابرماس و علامه طباطبایی، به عنوان دو نمونه از مکاتب سکولار و دینی، هر دو ارزیابی مشابهی از وضعیت ناعقلانیت و ناعقلانی شدن جامعه خویش دارند. هابرماس مدرنیته متاخر را مواجه با «عقلانیت­صوری» ارزیابی می­کند که آبستن ناعقلانیت است. وی مفهوم «عقلانیت­ارتباطی» را بر مبنای عقل خود بنیاد سکولار، برای احیای مدرنیته و نجات آن از ناعقلانیت بازسازی می­کند. علامه طباطبایی با اذعان به ناعقلانیت دوران مدرن، و تشابه جوامع اسلامی با جوامع غربی از حیث ناعقلانی بودن، ماهیت ناعقلانیت جوامع اسلامی با جوامع سکولار غربی را متمایز دانسته و  طبعا راه حل دیگری برای  خروج  جوامع اسلامی از  این بحران پیشنهاد می کند که ما از آن با عنوان «عقلانیت­وحیانی» تعبیر کرده­ایم. علامه معتقد است جوامع اسلامی، از طریق مکانیسم مصلحت­گرایی حکام، به جای تمسک به اصول وحیانی، به فروعات متشابه تمسک جسته، در نتیجه به «صورت­گرایی» آبستن ناعقلانیت، گرفتار شده است و راه  نجات بشریت، به ویژه جوامع اسلامی، نه «عقلانیت­ارتباطی»، بلکه «عقلانیت­وحیانی» است، بنابراین، آورده این پژوهش، بازسازی «عقلانیت­وحیانی» بر اساس قرآن کریم، با استناد به اندیشه تفسیری علامه طباطبایی، است. عقلانیت­وحیانی، ضمن پذیرفتن اهداف و آرمان­هایی از قبیل «عدالت»، «برابری»، «آزادی»، «مشارکت»، «گفتگو» و «رهایی از سلطه» که هابرماس هم دنبال می­کند، به جای تکیه بر عقل خودبنیاد، بر «عقل» و «سمع» مبتنی بوده و مجموعه­ای از اصول پیشینی وحیانی را، به عنوان مبنای گفتگو، مفروض می­گیرد.

مفاهیم کلیدی: قرآن ­کریم، فلسفه فرهنگ و ارتباطات، عقلانیت­وحیانی، عقلانیت ­ارتباطی، عقلانیت، معناشناسی، علامه­ طباطبایی، هابرماس.

العنوان : موقف العقلانیه فی فلسفه الثقافه والإعلام الإسلامی، نقد عقلانیه هابرماس التواصلیه علی أساس تفسیر العلامه الطباطبائی من العقلانیه فی القرآن الکریم

الأستاذ المشرف : الدکتور داود فیرحی

الأستاذ المساعد : الدکتور عماد أفروغ/ الدکتور حسام الدین آشنا

الطالب : کریم خان محمدی

الخلاصه:

البحث عن قدره العقل واستقلاله فی حقل تنقیب القیم الإنسانیه من المباحث التی اعتنی بها فی الفترات التاریخیه المختلفه. استنسخت الأزمه بین العقل والدین فی عصر التنویر وسیطره الدیمغراطیه اللیبرالیه المباحثَ المطویه القدیمه فی وجهه حدیثه علی ساحه علم الاجتماع وبدّلت هذه الأسئله بالأسئله الرئیسه هی أنّه أیّ مجتمع یعتبر عقلانیًا؟ فی أی ظرف وبأیه مؤشّرات یمکننا اعتبار المجتمع عقلانیًا؟ ما هی عوائق کون المجتمعات عقلانیًا؟ یتمّ استمرار العقلانیه فی أیّ من الظروف التواصلیه؟ یعرض کل من المدارس المختلفه تحدیدًا خاصّا من العقلانیه وفقًا لمبادئها الأنطولوجی والأنثروبولوجی والإبیستمولوجی؛ حیث یحاول کلّ واحد منها عرض نموذج مستحسن للعقلانیه ضمنًا لتقییم عن الواقع. لکلا هابرماس والعلامه الطبابائی کنموذجی للمدرستین العلمانیه والدینیه تقییم مشابه عن عدم العقلانیه وصیروره المجتمع غیر عقلانی. یقوّم هابرماس الحداثه المتأخره فی مواجهه العقلانیه الشکلیه التی تحتضن عدم العقلانیه. یعید هابرماس بناء مفهوم العقلانیه التواصلیه علی أساس العقل العلمانی المستقل لإحیاء الحداثه وانتشالها من عدم العقلانیه. یقول العلامه الطباطبائی بتمایز ماهیه عدم العقلانیه فی المجتمعات الإسلامیه والمجتمعات العلمانیه الغربیه رغم اعترافه بعدم العقلانیه فی عصر الحداثه وتشابه المجتمعات الإسلامیه والمجتمعات الغربیه فی هذه المسأله ویقترح حلًّا آخرًا عبّرنا عنه بالعقلانیه الوحیانیه لإخراج المجتمعات الإسلامیه من هذه الأزمه. یعتقد العلامه بأنّ المجتمعات الإسلامیه تمسکت بالفروعات المتشابهه بدلًا عن مبادئ الوحی عن طریق عملیه اتجاه الحکام إلی المصلحه فتورطوا فی شکلیه تحتضن عدم العقلانیه ولیست طریق خلاص الإنسانیه وخاصه المجتمعات الإسلامیه العقلانیه التواصلیه من وجهه نظر العلامه بل الطریق هی العقلانیه الوحیانیه. لهذا فإنّ حصیله هذا البحث إعاده بناء العقلانیه الوحیانیه علی أساس القرآن الکریم بالاعتماد علی رأی العلامه الطباطبائی التفسیری. تبتنی العقلانیه الوحیانیه علی العقل والسمع بدلًا عن الاعتماد علی العقل المستقل مع قبول أهداف وآمال نحو العدل، المساواه، الحریه، الشرکه، التفاوض، النشال من الغطرسه وتفرض جمعًا من مبادئ الوحی المقبوله کمبدأ للتفاوض.

الکلمات الرئیسه: القرآن الکریم، فلسفه الثقافه والإعلام، العقلانیه الوحیانیه، العقلانیه التواصلیه، العقلانیه، معرفه المعنی، العلامه الطباطبائی، هابرماس.

Abstract

Throughout the history, there have always been discussions about the competence and independence of reason concerning discovering human values. The challenge between reason and religion at the age of the Enlightenment and liberal democracy has led to reconsideration of old issues in a modern framework at various levels of society. Among such issues, one can refer to the following questions:  What society is rational? Under what circumstances and with what components, the society is considered to be rational? What are the obstacles on the way of societies’ rationality? In what communicative circumstances, rationality can be maintained? Based on ontological, anthropological and epistemological considerations, different schools provide specific reading on rationality. Each of these schools, in addition to the evaluation of the circumstances, tries to provide a favorable model of rationality. Habermas and Allame Tabatabaee, as representatives of secular and religious schools, both have a similar assessment of the situation of irrationality of their own societies. Habermas believes that the late Modernity suffers from “formal rationality, which is doomed to lead to irrationality. In order to revive modernity and save it from irrationality, he reconstructs the concept of “communicative rationality” on the basis of Secular Rational manifestations. On the other hand, while acknowledging the similarity of irrationality in modern Muslim societies and Western societies, Allamee Tabatabai recognizes that the nature of irrationality in Islamic societies is distinctive from Western secular societies; and naturally, suggests another way for the Islamic communities to get out of this crisis. In this work, this alternative solution has been referred to as “the revealed rationality”. Allameh Tabatabaee believes that because of the mechanism of the rulers’ pragmatism, Muslim societies have adhered to the minutiae similar rather than resorting to the principle of revelation. As a result, they have suffered from formalism which is pregnant with irrationality. He believes that the only way to save humanity, especially in Islamic societies, is “Revealed Rationality” rather than “communicative rationality”. Therefore, this research tries to reconstruct the “revealed rationality” based on the Holy Qur’an, as interpreted by Allameh Tabatabaei. The Revealed rationality, similar to Habermas, accepts goals and objectives such as “justice”, “equality”, “freedom”, “partnership”, “dialogue” and “freedom from domination,”; However, it relies on the “reason” and “hearing” instead of rational manifestations; and it assumes a set of  revelation principles, as a basis for its discussion.

Keywords: Holy Quran, Philosophy of Culture & Communication, Revealed Rationality,  Communicative Rationality, Rationality, Semantics, Allame  Tabatabai, Habermas.

Imam Sadiq University

A Dissertation Submitted to the Faculty of Islamic studies

 & Culture & Communication

in partial fulfillment of the requirements for the degree of Doctor of Philosophy in Culture and Communication

The status of rationality in the philosophy of  islamic culture and communication:

A critique of  Habermas’s communicative rationality on the basis of Allameh Tabataba’ee’s interpretation of  Rationality in the holy Quran

Supervisor:

Dr. Davood Feirahi

Advisors:

Dr. Emad Afroogh

Dr. Hesamodin Ashena

Student:

Karim Khanmohammadi

July 2014

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

, ,

دانشجو

سال نشر