پایان‌نامه‌: نقد مفروضات مکتب نوسازی با تأکید بر وی‍ژگی‌های  تاریخی ـ فرهنگی ایران

رایگان

توضیحات

دانشگاه امام صادق (علیه­السلام)

دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی

پایان‌نامه‌ی دوره‌ کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی

نقد مفروضات مکتب نوسازی با تأکید بر وی‍ژگی‌های  تاریخی ـ فرهنگی ایران

استاد راهنما:

دکتر اصغر افتخاری

استاد مشاور:

دکتر غلامرضا خواجه سروی

دانشجو:

اباصالح تقی­زاده طبری

شهریور ۱۳۸۷

چکیده

مطالعات نوسازی، به عنوان برجسته‌ترین قالب نظریات توسعه در فضای لیبرالیستی اهمیت آشکاری در برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه‌ی کشورهای جهان سوم داشته و دارد. نظریات نوسازی هرچند بعد از گذشت چند دهه دستخوش اصلاحاتی گردید، اما اصول و هنجارهای بنیادین لیبرالی خود را در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حفظ نمود. ایران نیز پس از انقلاب اسلامی در مسیری تازه خلاف اقتضائات پذیرفته شده‌ی جهانی قرار گرفت و سعی نمود پس از قرن‌ها دین را بر مسند اداره‌ی اجتماعی بنشاند. چگونگی مواجهه و نحوه‌ی ارتباط جمهوری اسلامی ایران و اندیشه‌ی نوسازی در بحث از توسعه‌یافتگی نمی‌تواند در ظواهر و در سطح مورد بررسی قرار گیرد؛ چرا که با توجه به مبانی است که تجلیات و ظواهر معنا می‌یابد. بررسی مفروضات بنیادین مکتب نوسازی از همین جهت با اهمیت خواهد بود. چرا که ما را نسبت به الزامات، ماهیت و غایت نظریات این مکتب آگاه نموده و زمینه را برای مواجهه‌ای عقلایی و منطقی هموار می‌سازد.

در این پایان نامه سعی بر آن است که با اتخاذ روشی توصیفی-تحلیلی و مقایسه‌ی بنیادهای دو چارچوب فکری بیان‌شده، این پرسش اصلی مورد بررسی قرار گیرد که «مفروضات مکتب نوسازی تا چه میزان با الزامات فکری- فرهنگی انقلاب اسلامی همخوانی دارد؟» به نظر می‌رسد با توجه به مقومات مفهومی و بنیادهای نظری مکتب نوسازی (تکامل‌گرایی و کارکردگرایی ساختاری)، این مکتب در سه ساحت «روش تحلیل تاریخ»، «روش تفسیر عالم» و «روش تحلیل اجتماع»، در تضاد با ویژگی‌های تاریخی- فرهنگی انقلاب اسلامی قرار دارد.

واژگان کلیدی:  مکتب نوسازی، لیبرالیسم، توسعه، جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ ایرانی، تاریخ ایران.

العنوان: نقد افتراضات مدرسه الحداثه تأکیداً علی المواصفات التاریخیه- الثقافیه لإیران

الأستاذ المشرف: الدکتور أصغر افتخاری

الأستاذ المساعد: الدکتور غلامرضا خواجه سروی

الطالب: أباصالح تقی‌زاده طبری

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه والعلوم السیاسیه

نظراً لغلبه الأجواء اللیبرالیه فی نظریات التنمیه علی مستوی بلدان العالم فی العقدین الأخیرین وخاصه بین البلدان النامیه، لابد لمخططی ووضاع السیاسات فی بلدنا من تصمیم کیفیه المواجهه لنموذج التنمیات اللیبرالیه. لأن عدم العلم بمتطلبات وماهیه وغایه هذه النظریات یسبب دخول غیر متطلب للنماذج العامه اللیبرالیه الشائعه فی المجال الدولی فی برمجه تنمیه البلد، من دون أن نقیم علاقه معقوله معها. یصبح هذ الوعی‌ بالمواجهه ذا خطوره أکثر بالاعتناء بالمتطلبات الحضاریه للثوره الإسلامیه التی‌ تبتنی علی المواصفات التاریخیه والثقافیه لإیران.  وبعباره أخری، تتضح کیفیه تعاملنا مع النماذج الشائعه للتنمیه بالنظر إلی الإطار النظری للثوره الإسلامیه کأساس لنموذج التنمیه الوطنیه والدینیه. لذلک حاولنا فی هذه الأطروحه بیان ودراسه متطلبات و رؤی تیاری اللیبرالیه والثوره الإسلامیه عن طریق دراسه افتراضات مدرسه الحداثه کأبرز إطار لنظریات التنمیه فی الفضاء اللیبرالی من جهه ودراسه الإطار النظری والمفهومی للثوره الإسلامیه من جهه أخری، وفی النهایه التعریف بمستوی علاقه نظریات التنمیه مع نظریات الحداثه.

المصطلحات الرئیسه: مدرسه الحداثه، اللیبرالیه، التنمیه، جمهوریه الاسلامیه الایرانیه، الثقافه الایرانیه، التاریخ لإیران.

Abstract

In the past two decades, liberal discourse has dominated development theories in all countries of the world, specifically developing ones. Therefore, planners and policy-makers in our country should define the way they will confront models of liberal development, for insufficiently knowing the nature and ultimate of these theories causes public liberal paradigm common in the international arena unknowingly influence the development planning of our country, without ever having considered it logically and rationally.

This conscious awareness becomes more serious if one pays attention to civilizational requirements of the Islamic Revolution which was built upon Iran’s cultural-historical background.

In other words, the theoretical framework of the Islamic Revolution as the basis of nativistic and religious model of development will shed light on the way we confront conventional models of development.

Therefore, the thesis attempts to investigate assumptions of modernization school as the most prominent form of development theories in the liberal discourse from one hand and analyze the theoretical and conceptual framework of the Islamic Revolution in Iran’s cultural-historical background from the other. As a result, requirements and prospects of both streams will be evaluated and criticized, hence clarifying the relationship between Islamic Revolution and development modernization theories.

Key words: Modernization school, Liberalism, Development, Islamic Republic of Iran, Iranian culture, History of Iran.

Imam Sadiq (a.s) University

Faculty of Islamic Science and Political Science

A thesis presented for the

 Degree of Continuous Master of Art in Political Science

A critical study of the assumptions of modernization school with an emphasis on Iran’s cultural-historical specificities

Supervisor:

Dr. Asghar Eftekhari

Advisor:

 Dr. Gholamreza Khajesarvis

Student:

Abasaleh Taghizadeh Tabari

September ۲۰۰۸

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

,

دانشجو

سال نشر