پایان‌نامه: تحلیل مقایسه ای مؤلفه های الگوی اندازه گیری خط فقر بر مبنای شریعت اسلام و اقتصاد متعارف

رایگان

توضیحات

دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد

پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و اقتصاد

تحلیل مقایسه ای مؤلفه های الگوی اندازه گیری خط فقر بر مبنای شریعت اسلام و اقتصاد متعارف

حسین غفورزاده آرانی

استاد راهنما: دکتر محمد مهدی عسکری

استاد مشاور: دکتر محمد هادی زاهدی‌وفا

خرداد ۱۳۹۱

۱٫۱٫۱

۱٫۱٫۲     چکیده:

در مقایسه­ی اقسام و رویکرد­های فقر در اسلام و اقتصاد متعارف، می‌توان گفت که اسلام دیدی عمیق­تر و جامع­تر نسبت به فقر داشته و اگرچه با برخی از رویکردها نظیر فقر قابلیتی در مباحثی نظیر رعایت شأن در ارتباط با شغل و کار شباهت دارد، ولی بعضی از ابعاد فقری که در اسلام مورد اشاره قرار گرفته نظیر فقر حقیقی، فقر دینی و فقر روحی(به معنایی که در اسلام آمده)، در اقتصاد متعارف هرگز یافت نمی‌شود و یا اینکه بسیار کمرنگ­تر است. و این نیز به دلیل تفاوت در اصول و مبانی آن دو است. همچنین تعریف فقر در اسلام علیرغم تعیین یک مقدار معین درآمد به عنوان خط فقر، به «کفایت همراه با شأن» دلالت دارد و بررسی روایات پیرامون مستحقین زکات و نحوه مواجهه فقها با فقر مطلق مشخص می کند کهاسلام،مردمرابهتلاشبرایبرقرارکردنسطحمعیشتی «مساوی»یا «متقارب»،درهمهاجتماعفرامی‏خواند،لذا معیارهای خط فقر اسلامی در مقایسه با اقتصاد متعارف، بیشتر به جنبه فقر نسبی توجه دارد تا فقر مطلق، و به دنبال این است که فقرا را به سمت سطح میانگین جامعه و حتی سطح غنی و بی نیازی برساند. در مقایسه مؤلفه های خط فقر نیز بیان می گردد که، از منظر اسلامی مبنا قرار دادن حداقل کالری به عنوان خط فقر هرگز کافی نیست. ولی آنچه اقتصاد متعارف در برخی روشهای خود اجزای سبد کالاهای اساسی را به عنوان مؤلفه های خط فقر در نظر گرفته مورد تأیید اسلام نیز هست. اما منظور از هزینه‏های متعارف در نزد فقها، فراتر از اجزای سبد کالایی و بلکههزینه‏های مطابق شأن و منزلتخانواده است که بیانگر نگاه وسیع اسلام به مسأله فقر است.

واژگان کلیدی: فقر، خط فقر، فقر نسبی، فقر مطلق، فقر قابلیتی، فقر چند بعدی، کفایت

العنوان:التحلیل المقارنی لعناصر نموذج مقیاس الفقر فی الشریعه الإسلامیه و الاقتصاد التقلیدی

الباحث: حسین غفورزاده آرانی

الأستاذ المساعد: الدکتور محمد مهدی عسکری

الأستاذ المشرف: الدکتور محمد هادی زاهدی‌وفا

الفرع الدراسی: الدراسات الإسلامیه و الاقتصاد

الخلاصه:

عند المقارنه بین أنواع الفقر و اتجاهاته فی الاقتصاد الإسلامی والتقلیدی یمکن أن یقال أنّ للإسلام وجهه نظر أکثر عمقاً و شمولاً فی الفقر. علی‌الرغم أنّ هناک بعض الاتجاهات التقلیدیه نحو الفقر القابلیّ الّتی تشابه اتجاه الإسلام بالنسبه إلی مسأله الشأن و العمل المرتبط به، و لکن بعض أبعاد الفقر فی الإسلام نحو الفقر الحقیقی و الفقر الدینی و الفقر الروحی(کما یعبّر عنه فی الإسلام) لا توجد أبدا فی الاقتصاد التقلیدی أو قد یوجد بشکل غیر کامل. و هذا الأمر ینشأمن اختلاف الأسس و المبادئ بین الاقتصادین. لیس الفقر فی الإسلام تعیین قدر معین للدخل کمستوی خطّ الفقر فحسب بل هو الکفایه المتناسبه مع شؤون الأفراد و دراسه الروایات حول المستحقین للزکوه و طریقه مواجهه الفقها مع الفقر المطلق یبیّن بوضوح أن الإسلام یستدعی الناس إلی الوصول إلی مستوی المعیشه المساوی أو المتقارب فی کلّ المجتمع. و لذلک فإنّ معاییر خطّ الفقر فی الاقتصاد الإسلامیّ بالنسبه إلی الإقتصاد التقلیدی تعتنی بالفقر النسبی أکثر من الفقر المطلق حیث یرید الاقتصاد الإسلامی إیصال الفقراء إلی مستوی المجتمع المتوسّط اقتصادیاً و حتی إلی مستوی الأغنیاء. عند المقارنه بین مکوّنات خطّ الفقر؛ بیّنت هذه الدراسه أنّه لا یکفی من وجهه نظر الإسلام، وضع قاعده «الحدّ الأدنی من السعرات الحراریه» لتعیین خطّ الفقر أبدا. لکنّه یوافق بعض أسالیب الاقتصاد التقلیدی نحو تعیین سله من السلع الأساسیه کمکوّنات تبیین خطّ الفقر. و لکن المقصود من التکالیف المشترکه عند الفقهاء لیست مکوّنات سله السلع فقط، بل هی التکالیف الموافقه لکرامه العائله أو شأنها. و هذا یمثّل النظره الواسعه للإسلام فی مشکله الفقر.

الکلمات الرئیسیه: الفقر، خطّ الفقر، الفقر النسبی، الفقر المطلق، الفقر القابلیّ، الفقر ذوالأبعاد، الکفایه

Abstract:

By comparing different types and approaches towards poverty in Islam and the conventional economics, we can say that Islamic view toward poverty is more profound and holistic. And, although it is similar to some approaches such as capability poverty in considering the dignity related to the job and the task, some aspects of poverty such as real poverty, religious poverty and spiritual povertywith their exact meanings in Islam, can not be found in the conventional economics.

Of course, it is because of their differences in principles and foundations.

Also, the definition of poverty in Islam, contrary to setting definite income as a poverty line, is implied to the “adequacy along with dignity” and the surveying of theAhadithabout the qualified people for getting Zakat, and the mechanism of encountering jurists with absolute poverty shows that Islam acclaims people to put their effort in establishing equal or closelivelihood level in the society. Therefore,comparing to the conventional economics, Islamic poverty line indexes concentrate on the relative poverty aspect more than the absolute poverty and subsequently, they try to lead poor people to the middle level of society, and even to richness and sufficiency.

In comparing poverty line elements, however, setting the minimum calorieas a proxy for poverty line is never enough.And, what the conventional economics, in some of its methods, considers as the elements of the baskets of basic goods as poverty line elements is not approved by Islam. However, it should be said that the normal costs in the view of jurists are beyond elements of commodity basket and include costs related to the dignity of family.This represents the broad view of Islam toward poverty problem.

Keywords: Poverty, Poverty Line, Relative Poverty, Absolute Poverty, Capability Poverty, Multidimensional Poverty, Adequacy

 

Imam Sadiq University

A Comparative analysis of  the components  of  the pattern of  poverty line measurement based on Shari’ah & conventional economics

A Thesis

Presented for the Degree of Master of Art in Economics

Faculty of Islamic Studies and Economics

Supervisor:

Dr. M. M. Askari

Advisor:

Dr. M. H. Zahedi Vafa

Hossein Ghafoorzade Arani

Spring 2012

 

اطلاعات بیشتر

دانشگاه

دانشکده

مقطع

استادان راهنما و مشاور

,

دانشجو

سال نشر

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پایان‌نامه: تحلیل مقایسه ای مؤلفه های الگوی اندازه گیری خط فقر بر مبنای شریعت اسلام و اقتصاد متعارف”