دوره آنلاین
هدیهرایگان
ثبت‌نام
دکتر سید حامد وارث ویدرس

باسمه تعالی عظم شأنه
معرفی مديريت اسلامي از نگاه دکتر سید حامد وارث

رابطه بین دین، مذهب و ارزش‌ها با مدیریت

باسمه تعالی

رابطه بین دین و مدیریت،‌مذهب و مدیریت یا مدیریت مبتنی بر ارزش‌ها و بافت و بومی که در آن زندگی می‌کنیم چگونه است؟

به دو سه صورت می‌توان این سؤال را پاسخ داد:

مدیریت اساساً به عنوان دانش و به عنوان عمل، از متون مذهبی مثل عهد عتیق و عهد جدید در خود غرب تغذیه شده  و ریشه گرفته است.

مدیریت از متون مذهبی مفهوم گرفته است؛ به عنوان مثال در مدیریت مفهومی به نام کاریزما وجود دارد که این مفهوم نوعی برگزیدگی  در متون مذهبی است. این را در قرآن هم در مورد انبیاء الهی شاهد هستیم که نوعی برگزیدگی دارند و ممکن است نسبت به افراد دیگری هم که به توفیقاتی دست پیدا کرده‌اند این وجود داشته باشد. این مفهوم کاریزما از متون مذهبی وارد مدیریت شده است.

مفهوم چشم‌انداز نیز در متون مذهبی وجود دارد. می دانیم که ادیان ابراهیمی غایت‌گرا هستند. یعنی چشم‌انداز دارند و آخرالزمانی هستند و به آخرالزمان نگاه می‌کنند. بنابراین چشم‌انداز از متون مذهبی آمده است یا بحث مآموریت و رسالت نیز همین گونه است؛

مقالاتی هم در مجله HBR‌نوشته شده است که بیانگر این است که این مفاهیم از متون مذهبی آمده است. در واقع مدیریت آمریکایی یک مدیریت مذهبی بود چون سرمایه‌داری به عنوان خاستگاه اصلی مدیریت یک سرمایه‌داری مذهبی بود اما بعداً از ریل خارج شد و یک سرمایه‌داری سکولار و در مقابل مذهب قرار گرفت و یا مغایرت‌هایی پیدا کرد.

رابطه مدیریت و مذهب چی بود؟

مذهب اشتراکاتی با مدیریت دارد. مذهب زندگی متودیک (‌روش‌مند) را برای پیروان خود ترویج می‌کند یعنی در مذهب چند چیز می آموزیم:

۱- رسالت و مسئولیت می پذیریم. مدیر هم انسان مسئولی است و کسی که مسئول می شود نمی تواند مسئولیت نپذیرد. سازمان ها از نظر مدیریت استراتژیک پیرامون رسالتی شکل می‌گیرند.. رسالت بنابراین مهم است. جدای از اینکه انبیای الهی رسالت داشتند انسان‌های مذهبی هم احساس رسالت می‌کنند که ما در متون مذهبی  می توانیم به آن ایده تکلیف بگوییم. ما به عنوان انسان مذهبی مکلف هستیم و تکلیفی را در برابر خدا، سایر انسان‌ها و در برابر خودمان داریم. تکلیف گرایی نیرویی است که به مدیریت کمک می کند. چون مدیران باید انسان‌هایی باشند که احساس تکلیف بکنند.

بنابراین مذهب و مدیریت از ابتدا در غرب امتزاجی داشت و از هم جدا نبود. ریشه گرفت مدیریت از مذهب.

زندگی روش‌مند همانطور که وبر بحث می کند به خلق ارزش ثروت و خلق ارزش اقتصادی  و اجتماعی کمک می کند زیرا مذهب زندگی با برنامه را ترویج میکند.

در اسلام هم همینگونه است. زندگی شیعه و مسلمان هم زندگی با برنامه است و ما باری به هر جهت نیستیم و تکلیفی داریم و مکلف هستیم نسبت به انجام یک سری کارها و نهی شده ایم از انجام یک سری از کارها….